بنظرم هر دختری تو هرسن و سالی عروسک رو خیلی دوس داره و وقتی عروسکای بامزه رو میبینه کلی ذوق میکنه ربطی هم به سن نداره شاید الان بخواین بگین چه چیزایی واست مهمه و دوستداریو ....پس لطفا اگه همچین چیزاییو میخواین بگین اصلا تا اخر نخونین چون خیلی دلم گرفته بود این تاپیکو زدم الان خیلی وقته که منو نامزدم باهمیم من تا الان ازش هیچ چیزی نخواستم که برام بخره شایدم اشتباهم از این بود میگن از اول با هرکسی رفتار کنی تا اخرش همونجوری رفتار میکنه ها همینه تو این چند سال که باهمیم بهش گفتم فقط یه عروسک کوچولو واسم بخراینو هم بگم که خودم میتونم بخرم و تو اتاقم پره عروسکه ولی دلم میخواست اون بخره هر روز یه بهونه در میورد تا دیشب که رفتم کورش یه عروسک فروشی رو دیدم که تو ویترینش کلی عروسکای بامزه داشت کلی ذوق کردم عروسکاشم خیلی کوچولو بود گفتم بریم بخریم گفت باشه برو داخل مغازه همینجوری که داشتم نگاشون میکردم رومو که برگردونندم هم زمان اسمشو صدا زدم دیدم نیستش غیر از یه پسر دختر فروشنده خیلی بد نگام کرد خیلی خجالت کشیدم وقتی رفتم بیرون دیدم خیلی جلوتر مغازه وایساده نگید شاید پول نداره چون تو هر مغازه ای که میرفت واسه خودش خرید میکرد کلا برای خودش اصلا خسیس نیست ولی برای من ....خیلی دلم گرفت بعدم داشت میخندید بهم بنظرم یه عروسک چیزی نیس و ارزشی نداره ولی اون انگار با این کاراش به من فهموند که خیلی بی ارزشی فهمید ناراحت شدم گفت برگردیم بگیریم گفتم نمیخوام خودم رفتم داشتم مغازه هارو نگاه میکردم اومد گفت بخدا خواستم بگیرم بسته بود ولی باز دروغ گفت وگرنه دیدم که باز بود مغازهه خیلی بی محلی بهش کردم وفهمید که چقدر از کارش ناراحت شدم اگه شما بودید بهتون برنمیخورد ؟؟؟؟چجوری رفتار میکردید اخه امروزم میخوایم بریم بیرون؟؟؟
به نظرم باید مستقیم و واضح باهاش صحبت کنی. من اون اوایل که با همسرم آشنا شده بودم بهش گفته بودم که نمیخوام چیزی رو برام حساب کنه و همیشه همه چیز و باهاش حساب می کردم بعد ی مدت که رفتیم جلوتر و رابطمون شکل گرفت دیدم همونجور مثل قبل همه چیز جدا جدا بدون اینکه حتی ی تعارف بزنه باهام حساب می کنه، اینطوری به نظرم آدم خسیسی رسید. ولی من باهاش حرف زدم و بهش مستقیم گفتم مساله رو، خیلی شرمنده شد و گفت که متوجه نشده رابطمون وارد فاز جدیدی شده و بعد از اون واقعا رفتارش تغییر کرد و به مرور هم که علاقه اش به من بیشتر می شد ی کارهایی می کرد که من اصلا فکرش رو هم نمی کردم بتونه انجام بده! در کل معتقدم که باید خواسته هات رو با دلیل واضح و روشن بگی، خیلی ها بلد نیستن یا نمیدونن، ممکنه ببینه تو ناراحت شدی ولی نتونه ربطش بده به مساله ای که پیش اومده یا درک نکنه که حق داشتی ناراحت بشی. تو قیافه رفتن و قهر و این چیزها هیچ کمکی نمی کنه باهاش حرف بزن.