زندگیای مسخره تکراری با یه عالمه حسرت بدون هیچ تفریح و دلخوشی اخرش چی میخواد بشه .
از پنجشنبه از خونه پامو بیرون نزاشتم دلم نمیخواد با هیشکی حرف بزنم
چند سال اقدام به بارداری کردم کلی عمل جور واجور و باز نمیشه هر چی پول داریم خرج درمان میشه دلم یه شمال میخواد .
این ماه سه روز عقب انداختم از ذوق داشتم میمردم که جمعه پریود شدم
خسته شدم کاش میشد نبودم