2777
2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

از همون بچگی زدم

اما الان اونقدر خوردم ک میذارم بزننم

کاری ندارم با کسی

T_tahmine لطفا پیدام کن ... بد کردم ... اگ یجایی حرفای نا امید کننده از دهنم اومد ک ناراحت شدین به بزرگی خودتون ببخشید ... حال خوشی ندارم فعلا ... برام دعا کنید ... دعا کنید ک با تموم شدن دوره قرصام از افسردگی درام و با نبودش کنار بیام...خدایا ناموسا وتسه همه ازمایشات مغسی

نه شاید در حد یه تو سری از مادرم 

ولی از پدرم با کمربند یادمه وقتی گفتم فلانیو دوست دارم گفت ک نه نمیشه میبرت تو روستاشون فلان میکنه میزنت و از این جور حرفا 

ولی منو زن اقوام خودش کرد منو برده شهرستانشون هر روزم کتک کاری 

و اون طرفی ک دوسش داشتم مرکز استان بهترین خونه و ماشینم خرید 


اگه اسمم دخی باکلاسه واسه اینه ک فراموش نکنم من زنی بودم ک اوج جوونیمو و شیطنتمو  گذاشتم پای شوهرم چه محبت ها ک نکردم از بهترین لباسها گذشتم از کمترین تا بیشترین خرج گذشتم تا بتونه ب خودش برسه بهترین ماشین خرید مغازه زد من از ارزوهام گذشتم تا ب ارزوهاش رسید 😔 اما جوابم این بود کتک فحش تهمت خیانت و بیرون شدن  از خونم😔 من مادر بودم نتونستم زندگی دخترمو تباه کنم چون پدر خوبی برای دخترم بود نخواستم در حقش ظلم کنم و زندگیش بشه پر از استرس و غم ...دختر من هم پدر میخواست هم مادر پس موندم اماااا شوهرمو از قلبم بیرون کردم الان من یه دخی باکلاسم 😍 انواع لاکارو دارم یه عالمه ماسک و کرم و اسکراپ  انواع لباسا رنگی رنگی یه دختر ژیگول و شیکم یه دختر شاد و خوش رقص دوستای خوب و پایه دور همی و مهمونی من حتی برای خودم کادو هم میخرم  من دیگه از چیزی نگذشتم من خودمو تو محبت کردن ب پای مردی ک لیاقت نداشته بود گم کردم من سخت درگیر شستن و روفتن و شوهر داری و پس انداز بودم خودمو از همه چیز انداخته بودم   ☹️اما الان  این منم یه دختر ک زندگیش واسه خودشو دخترشه😉 ک و ن لق بقیه ک باعث ازارم شدن 😝تنهایی و عشقه 

نه ولی یه دسشویی تو حیاط داشتیم اگه کار خیلی خیلی بدی میکردیم میرفتیم اون تو 

درشم خراب بود بسته نمیشد ولی میموندیم همونجا 

یه ساعت دو ساعت که میشد میومد میگف بسه میگفتیم اره میومدیم بیرون 😹

فرشته های کوچولوی من ...

آره من و داداشم خیلی هم دیگه رو میزدیم

آخرین بارم همین چند روز پیشیه لیوان آب ریخت رو صورتم منم پاشدم زدمش😂من ۳۰ اون۳۵ سال مامانم از آدم شدن ما نا امید شد کلاً اونشب😂

[کاربران آقا درخواست دوستی ارسال نکنند و در تاپیک های من پست نگذارند]

[QUOTE=111522588]با خواهر کوچیکم همدیگه رو خیلی میزدیم الانم جاریمه😁😁[/QUOTEخیلی خوبه دوتاخواهرجاری بشن خوشبخت بشی گلم

بنظرتون چرا دوست دختر رونالدو چشم نمیخوره ولی خانومای اطراف من فرت فرت چشم‌میخورن
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز