یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!
زیر لب از آن کینهء دیرینه چه گفتی؟
این دست وفا بود، نه دست طلب ای دوست!
اما تو، به این دست پر از پینه چه گفتی؟
دل، اهل مکدر شدن از حرف کسی نیست
ای آه جگرسوز! به آیینه چه گفتی؟
از بوسهء گلگون تو خون می چکد ای تیر!
جان و جگرم سوخت! به این سینه چه گفتی...؟