1676
1605
عنوان

آرزوی مرگ داشتن برای ی نفر

176 بازدید | 35 پست

سلام دوستان با همسرم دعوام شده اونم شدید دوهفته دیگم عروسیمونه😔

نمی دونم چجوری پیشش وایسم اصلا با چ دلی برم خونش؟ خیلی عذاب میده میگه تا روز عروسی حرف نمی نیم 😔

آخه مگه میشه؟ الان اندازه یه دنیا ازش بدم میاد 

دوس دارم این عروسی به عقب بیفته چن تا از فامیلاش حالشون بده پیرن فقط نفس میکشن دوس دارم یکیش تموم کنه همش دارم دعا میکنم 😭

از یه طرفم عذاب وجدان دارم این حرفو میزنم 😢

واسه دعوا شما باید یکی بمیره عجب🙄

  نترسید روزی خورشید متلاشی شود و همگی ما از سرما بمیریم ، بترسید روزی برسد که زنان بخواهند محبتشان را از مردان دریغ کنند...آن وقت همگی از سرما خواهیم مُرد..

دعا کن همسرت هدایت شه دست از بچه بازی برداره ،چرا ارزو مرگ واسه اون بنده خداها داری

من قوی ام چون ضعف های خودم رامی دانم ،من شجاعم چون اموخته ام وهم رااز واقعیت تشخیص  دهم  ،عاقلم چون ازاشتباهاتم درس می گیرم ،و...می توانم بخندم چون باغصه اشنا شده ام .

مامانا اگه دنبال یه آتلیه خوب هستین برای بارداری و نوزادی و غیره ...

ما ینجا کلی دکور قشنگ داریم به ما سر بزنید

1677

اره آرزو‌ مرگ زنداییمو داریم

از بس ذاتش خرابه

مادربزرگمو که مسن هست همه نگهداریشو میکنن اما اون همش باهاش دعوا میکنه و اذیت میکنه


مامان بزرگم امروز صبح‌میخاس با نفت خودشو اتیش بزنه بخاطر اون

خدا حال همه رو خوب کنه..
دعا کن همسرت هدایت شه دست از بچه بازی برداره ،چرا ارزو مرگ واسه اون بنده خداها داری

سر به راه نمیشهههه هرچی هم میگن خونوادم درکم نمیکنن آخه من بدبخت چکار کنم از دست این زندگی سر یه چیز الکی آنچنان دعوایی راه انداخت اصلا نمیتونم تحمل کنم خیلی خودشو میگیره 😔

حق داری اینقدر ناراحت باشی ولی همین الان از ارزوت توبه کن واستغفار کن وصدقه بده که اتفاق بدی نیفته

پاشو واصلا درنگ نکن

اگر خواستی بگو مشکلت چی بوده تا کمکت کتیم

ای وای از اون روز که سنگم طلا شه..... کسی چه می داندشاید همین لحظه زنی برای مرد سیاستمدارش می رقصد،یا پیانو می زندو آواز می خواندوجلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد.کسی چه می داند،شاید تنها شرط معشوقه ی هیتلربه خاک وخون کشیدن دنیا بود                                                   کسی سر از کار زن ها در نمی آورد،با سکوتشان شعر می خوانند،با لبهایشان قطعنامه صادر می کنندباموهایشان جنگ می طلبند , باچشم هایشان صلح! کسی چه می داندشاید آخرین بازمانده ی دنیا زنی باشدکه با شیطان تانگو می رقصد ...💙💙#سیاوش_شمشیری
1665
آخی بیچاره مادر بزرگت

دیشب رفته خونشون اینقد داد زده سر مادر بزرگم و غر زده

بنده خدا همه وسایلشو برداشته اومده بیرون

نوه هاش اومدن اوردنش تو خونه باز غر‌میزده

خدا حال همه رو خوب کنه..
حق داری اینقدر ناراحت باشی ولی همین الان از ارزوت توبه کن واستغفار کن وصدقه بده که اتفاق بدی نیفته ...

ببین عزیزم دیشب به شوهرم گفتم همینجوری سر زبونی گفتم وقتی اومدم پیشت باید زود به زود منو بیاری خونه مامانم اونم گفت اصلا نمیشه.... بعدشم گفتم خب مامانمم گناه داره شاید یه بار کاری چیزی داشته باشه بگه بیا یا دعوتمون کنه نمیزاری برم؟ اونم گفت کار مامانت مال مادرته کار مادر من خونواده من مال تویه اصلا فکرشم نکن بعدشم گفت هر وقت خواستی بدی خونه مادرت باید از مامانم اجازه بگیری منم دلخور شدم گفتم وا مگه تو شوهرم نیستی اصلا چدچرا باید از اون اجازه بگیرم؟ بعدش خیلی منطقی بهش گفتم ما خودمون تصمیم میگیریم بعدشم به مادرت میگیم بخدا اصلا حرف بدی هم نزدم بعدشم گفتم مادر شوهرم زن مهربون و فهمیدیه ی خودش میدونه بعد گفتم باید برم گوشی رو قطع کردم 

بعد چن دقیقه پیام فرستاد ازت بیزارم دلم بهت خوش نیس بزرگترین مشکل تو زندگیم هستی و خیلی حرفای بد دیکه منم اصلا چیزی نگفتم گفتم زنگ بزن خیلی اسرار کردم تا زد همش این حرفارو زد بعدش گفت تا رو عروسی  نمبنمیخوام حرف بزنیم 

توروخدا این زندگیه؟ اصلا این حرف ارزش این داشت همچین بهونه بده دستش؟ 

عاخه هرکسی کار داره شبی یه نفر وظیفشه ولی وقتی نوبت اونا میشه اینجوری میکنن

آها 

خیلی گناه داره مادر بزرگت نمیشه مامانت بیاره پیش خودش؟ خیلی پیره؟ 

آها  خیلی گناه داره مادر بزرگت نمیشه مامانت بیاره پیش خودش؟ خیلی پیره؟

ما جا نداریم واقعا

منم یه ماه دیگه زایمانمه مامانم نوه دار بشه واقعا نمیتونه

نزدیکا ۸۰ سالشه


همین داییم ک‌میگم ۳ماه پیش داشت میمرد 

نزدیکا دوماه بیمارستان بستری بود همش‌میگف به مادر بگین دعام کنه خوب بشم همه یخچالشو پر از میوه میکنم،همه کاراشو میکنم،بگین دعام کنه بیام بیرون از‌بیمارستان

ماددبزرگم همش بخاطر این‌پسرش گریه میکرد

حالا ک جالش خوب شده یادش رفته همه چی 


خدا حال همه رو خوب کنه..
ما جا نداریم واقعا منم یه ماه دیگه زایمانمه مامانم نوه دار بشه واقعا نمیتونه نزدیکا ۸۰ سالشه ه ...

بخدا باور کن آرزوی مرگ کردنهمچیننم بد نیس واقعا چون آدم دیر یا زود میره ولی اینجوری اگه همش سربار باشه یا احساس کنن زیادیه خیلی بده واقعا خیلی گناه داره مادر بزرگت

ببین عزیزم دیشب به شوهرم گفتم همینجوری سر زبونی گفتم وقتی اومدم پیشت باید زود به زود منو بیاری خونه ...

اصلا منطقی نیست وواقعا بی رحمانه رفتار کرده اگر ازقبل دلخوری نداشته 

ولی عزیزم ببین اینا مسایل مهمیه اما الان که نزدیک عروسیته لازم نیست درموردشون هی بحث کنی ویاد اوریشون کنی

شما وقتی رفتی تو خونه ی شوهرت اینقدر کنترل اوضاع رومیتونی تو دستت بگیری با سیاست و زرنگی خودت

با احترام که دهن شوهرت بسته میشه

دوران عقد مزخرف ترین دورانه استرس یه چیزایی وادم داره که بغدا بهشون میخنده من خودم تو شرایطش بودم سرهمین چیزا دایم باشوهرم بحث داشتیم

الان فقط به فکر این باش که توعروسیت چیکارا کنی بهتون خوش بگذره

من تو عقد مادر شوهرم نمیذاشت ابروهامو دست بزنم بعد عروسی میخواستم برم ارایشگاه شوهرم میرفت بهش میگفت زنم میخواد بره ارایشگاه تازه باید صبر میکردم اون اجازه صادر کنه وباهام بیاد چند بار که اومد شوهرم دید خودشو خیلی مضحکه کرده دیگه وفت خودت تنها برو اینا چیزایی هستن که میشه درستشون کرد اصلا نگران نباش

اگر میسره باهاش اشتی کن وسعی کن این دوهفته روبه ارامش سپری کنی

ای وای از اون روز که سنگم طلا شه..... کسی چه می داندشاید همین لحظه زنی برای مرد سیاستمدارش می رقصد،یا پیانو می زندو آواز می خواندوجلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد.کسی چه می داند،شاید تنها شرط معشوقه ی هیتلربه خاک وخون کشیدن دنیا بود                                                   کسی سر از کار زن ها در نمی آورد،با سکوتشان شعر می خوانند،با لبهایشان قطعنامه صادر می کنندباموهایشان جنگ می طلبند , باچشم هایشان صلح! کسی چه می داندشاید آخرین بازمانده ی دنیا زنی باشدکه با شیطان تانگو می رقصد ...💙💙#سیاوش_شمشیری
سر به راه نمیشهههه هرچی هم میگن خونوادم درکم نمیکنن آخه من بدبخت چکار کنم از دست این زندگی سر یه چیز ...

قبل اینکه عروسی کنی یه مشاوره برین دوستم ،تاپیکای قبلی تو خوندم مشکل اساسی شما دارین باهم  همین جوری وارد زندگی نشو به خدا زیر یه سقف زندگی کردن مشکلات هزار برابر میشه ،امیدوارم مشکلات حل شه

من قوی ام چون ضعف های خودم رامی دانم ،من شجاعم چون اموخته ام وهم رااز واقعیت تشخیص  دهم  ،عاقلم چون ازاشتباهاتم درس می گیرم ،و...می توانم بخندم چون باغصه اشنا شده ام .
1651
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1638
1675
1658
1667
1663
1402
1462
29