2777
2789
عنوان

دعوا😞

100 بازدید | 9 پست

امشب با شوهرم دعوامون شد . خیلی بی منطق ه.

از سر کار اومد از چشماش خستگی می بارید. بهش گفتم خستگیاتو تو خونه نیار بیرون در بزار اومدی داخل خونه باید خوش اخلاق باشی . بهش برخورد . 

بعد حالا بهم میگه چرا نمیخوابی؟ میگم دوست ندارم کنار توی بداخلاق بخوابم . رفتم تو حال خوابیدم . ایستاده بودم دستمو کشید میگه بغیر از پیش من حق نداری جای دیگه بخوابی. ازش متنفرم بد اخلاق غرغرو😕😕

این که دعوا نبود اما چرا انقدر بی درک !!

یه معلم دینی تو دبیرستان داشتیم ، میگفت اگه یه مرد تو خیابون صداتون کرد ، نگین بله ! بگین  هان .  شاید همون لحظه داشته صیغه میخونده!                                                        اون اولین درس زندگیم بود ..😂🤭

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

بدت نیاد ولی واقعا لوسی.خودت داری میگی خستگی از چشاش میبارید.به جای اینکه درکش کنی و فضای خونه را اروم نگه داری که خستگیش دربره میگی خستگیات را نیار تو خونه.تازه بعدم اومده نازت را کشیده

وای دوستداشتم جای شوهرت بودم.

چنان بداخلاقی نشونت میدادم، که تا یه هفته هر روز صبح به دیوار سلام میدادی

و…همیشه بر آن بودم دلی را نشکنم                                          اما وقتی به خود می نگرم                                                  تکه تکه ام…
مثلا چیکار میکنه خداییش بی اغراق بگو

باهام حرف نمی زنه هر چی بهش میگم میگه ساکت شو در صورت لزوم اون روز خونه نمیاد وقتیم خبرش خونه میاد یه راست تو تخت خوابه 😕قبلن فقط یه بار اینطوری شده بود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792