پدر شوهرم اینا یه شهر دیگن.بعد چند وقت اومدیم خونشون خودش نشسته به بچه کوچیکش میگه تو بشین نمیخواد بیاری وسایلو وظیفه نازگل(من) که بیاره.الانم که بعد مهمونی تولدشون تنهایی همه ظرفا رو شستم با طعنه همش به مادرشوهرم میگه اگه کار داری من بیام کمکت..با تیکه و کنایه.شوهرمم که کلا هیچی نمیگه بهش.منم روی جواب دادن ندارم اصلا
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
صندلی داره میشینه پیش سماور سیگار میکشه چایی میخوره
من خوب چیکار کنم
واسه شام بریم کار میکنم
قشنگ ده پله بالایی...از هر قشری و انسانی...عجب خوشمزس اون لبهات...عجب عشقی به من دادی...اصلا وضعیه این اوضاع .... عجب مستی شدم با تو ...ازت بدجوری ممنونم .... پره هستی شدم باتوو... همسرم