خیلی حالم بده بچه ها مامانم امروز هر چی از دهنش دراومد بهم گفت من عقدم گفت وقتی شوهرت اومد تو اتاقت حق نداری درو ببندی و جلو برادرام خیلی حرفای زشتی زد خیلی خجالت کشیدم بنظرتون با این وضع زودتر عروسی کنم یا عجولانه تصمیم نگیرم اخه قصد نداشتم به این زودی عروسی کنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عزیز جان من خواهرانه می گم جلوی برادرت نکن این کار روش مادرتون خیلی قشنگ نیست ولی کلا کار درستی نیست جایی دیگه برید مثلا خونه مادر خودش ... هم به پسرا فشار روانی میاد هم باعث بر انگیخته شدن غیرتشون می شه
چون برادر جوون داری درکشون کنه حتما مامانت چیزی دیده از برادرات نمیدونم شاید فکرش بهم ریخته.
نه از وقتی یادم میاد برای مامانم اضافی بودم همین امشب بهم گفت وسایلتوجمع کن برو بیرون داشت بیرونم میکرد ولی من همیشه احترامشو نگهمیدارم نمیونم چرا انقد ازم بیزاره