هرجا به شوهرم میگم بریم میگه فردا یا بعدأ فردا باز میگم بریم میگه حالا فردابریم عیب داره یامیگه خسته ام خودت باماشین برو اگه ام تنها میترسی با یکی از خواهرام برو. امشبم گفتم نرفت بعد مادرشوهرم اینا امدن خونمون منم گفتم هیچ جانمیبره منو فلان اونام گفتن خب ما میریم شمابرید گفتم ماکه بخاطرشما نگفتیم گفت نبخدا میریم فک کنم ناراحت شدن بعدم رفتن