نشسته جلو دختر خالم میگه خودت کم بودی شوهرت میاری اینجا اضاف کردی داماد فلانی انقد با عقل شعوره ب خانواده دختره هنو واس جهازش کمک کرده بخدا شوهرم بهشون بی احترامی نکرده کاراشون دکتراشون هررکار دیگشون کرده دیروز رفتیم با شوهرم سونو گرافی چون باردارم اومدیم بهش میگیم سالمه خداروشکر و....میگه خب من چیکار کنم وقتی من ادم حساب نمیکنید بگید کجا رفتین به من چه ....اه واقعا اینا حرفه جلو کسی میزنه نگفتیم چون خودمون نگرانیم رفتیم سونو بعد گفتیم ن که ندونه باردارم اینکه برای سونو دکتر ازش اجازه نمیگیریم ناراحته
من شوهرم بهش نگرانی استرس نمیدیم وقتی کمتر سر میزنیم یا میریم تنها بیرون ناراحت میشه که اصلا باهمون حرف نمیزنع یعنی شوهرم با همه این چیزا باهاشون پیش نیومده سرسنگین باشه
مامان منم همینطوره ولی نه به این شدت ..من زیاد نمیرم هفته ای شاید ی بار زیادم زنگ نمیزنم ی روز درمیون میزنم .خودم راحت ترم اینجوری اولا یکم پشتم حرف زد پیش دایی هام شوهرم فهمید والا اینجوری نمیکردم زندگیم از هم میپاچید