چندشب پیش تو خواب دیدم داشتم قالب تهی میکردم😰😰😱😱😱
انگاربیدار بودم تو همون حالت که رو تخت خوابیده بودم دیدم سه نفر از سمت حموم اومدن برن تو سالن.یکیش یه پسر قدبلند بود گیر داد بیا باما بریم من نرفتم .هرچی از پام کشید نرفتم جیع زدم محکم قلقلکم داد فرار کرد.جای دستهاش درد گرفته بود😣😣😣😨😨😨تا دو شب میترسیدم بخوابم باز ببینم.