من خودم درآمد دارم بیشتر وقتام خرج خودم و حتی خونه رو میدم . این ماهم چون خرج مسافرتمونو دادم و شوهرمم بی اطلاع من پولاشو خرج خانوادش کرد و الکی ب من گف چک و قسط دارم تا پولامو خرج کنم کم آوردم. امروز بهش گفتم حالم بده سرماخوردم و سرفه زیاد باردار هم هستم منو ببر دکتر گف باشه از ظهر تا غروب استراحت کرد بعدم ما آماده شدیم سوار ماشین شدیم یهو گف کارتتو آوردی من پول ندارم! یعنی اتیش گرفتم سوختم شکستم آب شدم. یعنی من نمیتونم ب اندازه ی دکتر بردن رو این مرد حساب کنم! 😢فقط اشکام بود که میومد برگشتم تو خونه و کلی گریه کردم ب حال و روز خودم . به بیشعوری اون ب بخت خودم ب بدعادت کردنش ب وقاحت و بی حیایی و پرروییش به بی غیرتیش . خ شکایت و گله کردم. تهش چی شد ی مقدار قرض کرد و اومد معذرت خواهی . اما دلم خ شکسته نمیتونم ببخشمش. دفعه اولشم نیستا. من احنق فک میکنم آدم میشه . همین چن روز پیش برا بنر کربلای خانوادش از پس اندازم برداشتم بهش دادم. میتونست اونم ی قدمی برا من برداره. من احمق که فک کردم مردم میخواد ی کاری برام بکنه. همین الان که دارم مینویسم فقط اشکام میاد. خ حس بدی دارم . خورد شدم