2777
2789
عنوان

جای من کجاست ؟

| مشاهده متن کامل بحث + 190711 بازدید | 2148 پست
دوستان خوبم سلام این داستان هم تمام شد اوناییکه با این داستان همراه بودن لطفا این پست و لایک کنن و د ...

دستت درد نکنه معصومه جان.داستان قشنگی بود.از خانم گلکار عزیز هم ممنونم.منتظر داستان بعدی هستم❤

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ممنون و خسته نباشید هم شما هم خانم گلکار

😘😘😘😘

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
دستت درد نکنه معصومه جان.داستان قشنگی بود.از خانم گلکار عزیز هم ممنونم.منتظر داستان بعدی هستم❤

😘😘😘😘

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
خداروشکر بخیر تموم شد😍😄

😁😁

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
خسته نباشی عزیزم

❤️❤️❤️😘😘ممنون 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
سلام معصومه جان داستان جدید رو کی میزاری 

سلام عزیزم احتمالا پسرفردا خانم گلکار بذارن پس فرداا سر بزنید 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

درود بی پایان به شما عزیزانم 


خانم ها آقایان سلام 🌺🌺


ضمن تشکر از محبت شما و اینکه پیام های محبت آمیز تون رو با دل و جون خوندم و خوشحال شدم ..از اینکه هنوزم از دست من خسته نشدین و بازم به قصه های من علاقه دارین  ازتون ممنونم ...🌹🌹


این بار تا شروع  داستان جدید قصد دارم براتون یک قصه ی کوتاه ولی واقعی به نام  وحشت در خانه تعریف کنم ...امیدوارم بپسندید ..

و حالا چند نکته که لازم دونستم با شما در میون بزارم : 

اول ..نام داستان بلند و جدید ما ،،، آقای عزیز من ؛؛ است که به زودی در کانال قرار می گیرد ..


دوم ..اگر به خاطر داشته باشید داستان چشمی برای تو بصورت فایل در کانال قرار گرفته شده ..جناب آقای مجتبی نوری با زحمت زیاد و لطف فراوان هنر مندانه این داستان رو بصورت صوتی در بیست و دو قسمت آماده کرده اند که من هر روز سه قسمت از آنرا در اختیار شما قرار می دهم ..و فکر می کنم برای شما خالی از لطف نباشد ...وشاید ؛؛؛ چشمی باشد برای ما .؛؛

.

 سوم :یک استدعا از حضور شما دارم ..قبول بفرمایید که مسئولیت هر روز ه ی قرار دادن داستان در کانال کار بسیار دشواری است و من فقط به عشق شما هنوز مشغول این کارم که خیلی ها از خوندنش خسته شدن و من هنوز ادامه میدم ...وعده ی ما از روز اول هم از ساعت یک تا دو بوده ..پس اگر زمانی این تاخیر بوجود اومد از من خرده نگیرد و یکم صبور باشید ..یک دنیا به خاطر محبت های شما سپاسگزارم 

قصه گوی خونه های شما ❤️❤️❤️❤️❤️


ناهید

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان کوتاه  #وحشت  در خانه😱

#قسمت_اول- بخش اول 







 

من پشت سر کامیون رسیدم در اون خونه ..از همون جا توی تاکسی نگاهی به ظاهرش کردم و با اعتراض گفتم :وای  خدا یا بازم خونه ی قدیمی ؟ 

خدا بگم چیکارت کنه مجید ...

کرایه رو دادم و سوگل رو بغل کردم پیاده شدم ..

با حرص گفتم : همین بود نمیذاشت من بیام خونه رو ببینم ..احمق ؛ 

اما مجید جلوی در با خنده منتظرم بود صورتش نشون می داد که خوشحالم هست ... 

با لحن تندی گفتم : کار خودتو کردی ؟ دوباره یک خرابه گرفتی برای من ؟ آخه این چیه؟ 

گفت : خونه ؟ 

گفتم : این خونه اس یا مخروبه  ؟دیواراش داره می ریزه ..  من نمی زارم اثاث رو اینجا پیاده کنی ..

گفت : به جون تو توش خوبه ..بازسازی شده بیا ببین چقدر خونه ی قشنگیه ..بزرگ؛؛  جا دار ..تو بیا اگر دوست نداشتی هر چی خواستی به من بگو ..

گفتم : آخه من تا کی باید روی گند و کثافت های مردم برم و زندگی کنم ..

اینجا رو دوست ندارم از همین دم درش معلومه ..

گفت : بسه دیگه بد خلقی نکن ..منم دوست ندارم برم توی یک آپارتمان مثل قفس موش زندگی کنم ..آدم نمی تونه جُم بخوره ...و دست منو گرفت و گفت بیا تو کارگرا معطلن ..

تو بیا ببین ..





داستان کوتاه  #وحشت در خانه😱

#قسمت_اول- بخش دوم 






سوگل رو دادم بغلشو در حالیکه عصبانی بودم  وارد شدم ...بلند داد زد آقا تا اثاث رو بزارین پایین من میام ..و لنگه دیگه ی درو باز کرد ..

از درکه وارد شدم یک حال کوچک که از همون جلوی در با شش پله میرفت به یک زیر زمین ..

گفتم : از همین اولش بهت بگم مناسب ما نیست ..؛ نمیشه مجید  سوگل از اینجا میفته ...

گفت : تا اینجا که نرده داره اینجام من خودم واست نرده می زارم ...

پشت نرده های زیر زمین  سمت راست و چپ به دوتا اتاق باز میشد و روبرو یک درِ بزرگ داشت که به یک ایوون ال مانند  راه داشت ...

اتاق سمت چپ بزرگ و جا دار بود با یک پنجره رو به حیاط ..و اتاق سمت راست پذیرایی و ناهاری یک اتاق مربع  شکل ...

سمت چپ انتهای اون  اتاق یک در بود که به یک اتاقِ کوچک  دیگه راه داشت ..و اون اتاق به یک راهروی باریک و توی اون راهرو یک اتاق دیگه ...

و راهرو هم دری به همون ایوون داشت که به حیاط وارد می شد ...همه چیز بوی کهنگی می داد فقط رنگ شده بود؛؛ اما در و پنجره های چوبی و زوار در رفته حال آدم رو بهم می زد  ....








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان کوتاه  #وحشت  در خانه😱

#قسمت_اول- بخش سوم 







گفتم : مجید پس کو حموم ؟ دستشویی ؟آشپزخونه ؟ 

 گفت : شرمنده آشپز خونه توی زیر زمینه ..و حموم توی حیاطه کنار ساختمون ..

با نا امیدی نگاهی به حیاط انداختم ؛؛ گوشه ساختمون یک در بود و روبری گوشه ی حیاط کنار ساختمون و توالت و دستشویی  ....

سه تا باغچه وچند تا درخت و  یک حوض کم عمق ؛ توی حیاطی بزرگی که  با کاشی های شکسته وداغون فرش شده بود 

 گفتم : تو خجالت نمی کشی ؟ تو رو جون مادرت منو از اینجا ببر ..برو بگو اثاث رو خالی نکنن ..

گفت : سیما جانم ...فدات بشم راستش بگم این خونه مال بابای دوستم بود اجازه اش  کمه ..تا من برم سر این کارو و حقوق بگیرم طول می کشه یکم  به خاطر من تحمل کن خودم درستش می کنم به خدا یک مدت بمونی عادت می کنی ..

گفتم : توام که چقدر حساب و کتاب سرت میشه اونقدر کرایه ی اون خونه رو ندادی تا بیرونمون کردن من دیگه تحملم رو روی اون خونه گذاشتم ..دیگه نمی تونم مجید؛ تو رو خدا اثاث رو ببر بزار خونه ی مادرت منم یک مدت میرم سمنان پیش مامانم هر وقت کارت درست شد خونه ی خوب گرفتی برمی گردم ..






داستان کوتاه  #وحشت  در خانه😱

#قسمت_اول- بخش چهارم 






گفت : اینقدر نه نیار ..همش نفوس بد می زنی بهت دارم میگم  ...یک مدت اینجا می مونیم کارم که رونق گرفت روی چشمم خونه اجاره می کنم ...

گفتم : تو با خودت چی فکر کردی ؟ من سوگل رو ببرم توی حیاط حموم کنم ؟به نظرت این شدنیه ؟ توی زمستون چیکار کنم ؟ 

من اصلا از اون حموم می ترسم ..آخه مجید یکم عقلت رو به کار بنداز  ما خونه ی به این بزرگی رو می خوام چیکار ؟..

از من گفتن و از اون نشنیدن ..

اما مجید اونقدر زبون ریخت و قربون صدقه ی من رفت تا راضی شدم و  کار خودشو کرد و اثاث رو آورد توی خونه ..

من که دست و دلم نمی رفت کاری بکنم ..همینطور راه میرفتم وحرص می خوردم ..یخچال و گازم رو بردن توی زیر  زمین ... رفتم تا اونجا رو ببینم ...و با گذاشتن اولین قدم توی اون به اصلاح آشپزخونه ...ترسیدم ..یک وهم خاصی داشت احساس کردم کسی اونجا داره منو نگاه می کنه ..

موهای تنم راست شد هراسون به اطراف نگاه کردم ..و بدون دلیل  وجودم پر از ترسی شد که وادارم کرد با سرعت از پله برم بالا  ...

هنوز اجاق قدیمی داشت و دیوار های آجری که با رنگ سفید خرابی اونو می پوشوند  ..و سر مجید فریاد زدم ..من اینجا زندگی نمی کنم ...ترسناکه ؛







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان کوتاه  #وحشت  در خانه😱

#قسمت_اول- بخش پنجم 








گفت :از چی می ترسیدی ؟ مگه چی بود ؟ 

گفتم : نمی دونم حس کردم یکی داره منو نگاه می کنه ...

گفت : دیوونه ..بیا با هم بریم ..فدات بشم اینطوری نکن دیگه داری ناراحتم می کنی ...یکم  صبر کن جا بیفتیم ..

من این زیر زمین رو برات می کنم مثل بهشت ..تابستون ها میریم اونجا خنک و دنج می گیریم می خوابیم ..

گفتم : واقعا که نمی دونم بهت چی بگم ..من از اونجا می ترسم ...دیگه پامو نمی زارم هر کاری می خوای بکن ...

و مجید برای اینکه منو با محیط اون خونه آشنا کنه زنگ زد و مادر و خواهراش و دوتا برادرش اومدن به کمک ..بعدم خواهرم و شوهرش اومدن و با جمعیتی که توی خونه ی ما جمع شده بودن خیلی زود جا بجا شدیم ..

اتاق بالای زیر زمین رو اتاق خواب کردم و چون بزرگ بود وسایل سوگل رو هم توی همون اتاق چیدم ..خوب  دوتا اتاق دیگه اصلا برای من قابل استفاده نبود ...





داستان کوتاه  #وحشت در خانه 😱

#قسمت_اول- بخش ششم 







شب مجید کباب خرید.. حیاط رو آب پاشی کرد و فرش پهن کردیم  و دور هم شام خوردیم و گفتیم و خندیدم ...

همه از اون خونه خوششون اومده بود و می گفتن یک مورد استثنایی و بی نظیره و واقعا حیف میشه اگر اونو خراب کنن ..

به هر حال من چاره ای نداشتم جز اینکه فعلا با این موضوع کنار بیام ...

آخر شب وقتی همه داشتن میرفتن ..سوگل توی بغلم خواب بود بردمش تا بزارمش توی تختش و برگردم با مهمون ها خدا حافظی کنم ...  

یکی از خواهر شوهرام تا منو دید با تعجب گفت  :سیما ؟  تو مگه توی زیرزمین نبودی ؟ 

گفتم : نه چطور مگه ؟ 

گفت : ای بابا من سر و صدا شنیدم بلند گفتم سیما جان خدا حافظ توام جواب دادی ...

همه خندیدن و مجید هم فورا زد به خنده و شوخی و گفت برو خواهر جان خسته شدی خیالات ورت داشته ....




ادامه دارد  ...








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز