2777
2789
عنوان

جای من کجاست ؟

| مشاهده متن کامل بحث + 190687 بازدید | 2148 پست

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش یازدهم 






سهیلی به من اشاره کرد که ساغر رو باید بیاریم و تمومش کنیم ...

گفتم : آقای قاضی ما به در خواست خانم نجف آبادی نمی خواستیم ساغر رو به دادگاه برای شهادت بیاریم ولی حالا نظرمون عوض شده و من خواهش می کنم به حرف های اون بچه هم گوش کنین ..

لاله که خطر اعدام رو احساس کرده بود سرشو انداخت پایین و حرفی نزد ...

خودم رفتم دنبال ساغر پشت در ایستاده بود ..و مثل یک جوجه می لرزید ..

فقط دستشو گرفتم و آوردمش تو جایگاه و گفتم : ساغر جان ..هر چی می دونی به آقای قاضی بگو ...

ترسیده بود و یکم سکوت کرد ..قاضی گفت : بگو دختر خانم ما گوش می کنیم ..خودت تعریف کن ..

ساغر گفت : آخه ...اون مرد ...یک شب بیدار شدم دیدم داره میاد توی تختم .. گفت مامانت خُر خُر می کنه خوابم نمی بره ..

اما یک مرتبه یک کارایی کرد که دوست نداشتم دهنم رو گرفت و کار بدی کرد ...

صبح خواستم به مامانم بگم ولی ترسیدم با خودش فکرای بدی بکنه ..

خجالت کشیدم ..اما دفعه ی دیگه که اومد گفتم اگر نری بیرون داد می زنم ..







داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش دوازدهم 






گفت : باشه منم میرم پیش ساناز می خوابم ..اون خواهرم بود آقا نمی خواستم ..

گریه می کردم ولی مادرم بیدار نمیشد ...

ساغر بشدت به هق و هق  افتاد .و گفت در اتاقم رو قفل کردم اما .از اون به بعد تهدیدم می کرد مامانت رو طلاق میدم و شما ها رو بیرون می کنم ..

من همیشه گریه می کردم و می ترسیدم ..ازش بدم میومد ...

اونشب هم اومده بود سراغم که مامانم از راه رسید بهش گفت گمشو ..بیشرف ..

من از خجالت پشتم رو کردم که یک مرتبه دیدم مامانم داره جیغ می کشه ...

اون مرد بدی بود راست نمی گفت ما رو دوست داره ...

اون بابای من نبود ..ما رو اذیت می کرد ...من ازش بدم میومد ..می ترسیدم ..می ترسیدم ..من می ترسیدم ....







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش سیزدهم 







دستم رو انداختم روی شونه ی ساغر و گفتم با اجازه ی شما آقای قاضی نمی خوام دیگه ادامه بده ... 

به آقای سهیلی اشاره کردم باقیش با شما ..با خودم از دادگاه بردم بیرون ... 

 سرم درد گرفته بود و دیگه نمی خواستم خودمم اونجا باشم دفاعیه آقای سهیلی قوی بود و بهتر دیدم خودش بقیه اش رو انجام بده  ...

و تا رای صادر شد همینطور دعا می خوندم و نذر می کردم که خبر رسید ؛؛ به دادن دیه محکوم شده ودر صورت پرداخت  آزاد میشه ...

دیگه از خوشحالی نمی دونستم چیکار کنم ..

لاله اومد بیرون و ساغر رو بغل کرد و مدتی در آغوشش گرفت و به من گفت : آخه من چطوری از شما ها تشکر کنم ؟ به خدا آزاد که شدم جبران می کنم ..

شما مثل یک خواهر از بچه های من مراقبت کردین ..پول توی حسابم هست آقای سهیلی گفت ترتیبشو میدم ...پس من به زودی آزاد میشم ؟...






داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش چهاردهم 







گفتم : آره خدا رو شکر خودش بهت کمک کرد ..

وقتی آزاد شدی می خوای چیکار کنی ؟ میری توی همون خونه ؟

 گفت : نه خواهراش نمی زارن ..خودمم دلم نمی خواد برم ..ندیدین چقدر حرف بارم کردن ؟ نه ..میرم اصفهان قوم خویش دارم یک کاری می کنم دیگه مهم نیست ...

اصلا از این به بعد ناشکری هم نمی کنم .

لاله رو بردن زندان چند روز ی طول می کشیدتا مراحل کارش طی بشه ..

آقای سهیلی گفت : من می خوام برم تهرانپارس بیا تو رو هم می رسونم ...

گفتم : خوب شد چون من باید برم خونه ای که گرفتیم ..یک نفر میاد کف حیاط رو ببینه که درستش کنیم ..

شما زحمت می کشیدن ساغر رو ببرن در خونه ی ما بدین به مادرم ..خودم بهشون زنگ می زنم ..همینطور که تند و تند راه میرفت ومن و ساغرم دنبالش بودیم گفت : راستی تبریک میگم برنده شدیم ...







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش پانزدهم 







گفتم : من به ساغر تبریک میگم با این شجاعتی که داشت و نترسید ..دیگه مامانش میاد و همه چیز بر می گرده به روال عادی و انشاالله فراموش می کنه .. 

آقای سهیلی ساغر رو که هنوز بهت زده بود و بغض داشت سوار کرد و رفتن و من خودمو رسوندم به ایستگاه تاکسی تا یک در بست بگیرم که زود تر برسم , کلید دست من بود و نیما پشت در می موند ...

که یکی از پشت سرم  صدام کرد پونه وایسا باهات کار دارم ..برگشتم و بهروز رو دیدم چون اصلا انتظارشو نداشتم صداشو هم نشناختم ...

گفتم : چی می خوای از جونم ؟ من کار دارم  ؟

 گفت : باید حرف بزنیم اینطوری نمیشه ..تو به من قول داده بودی که بعد از یک مدت برگردی ..بیا ماشین اونجاست سوار شو کارت دارم ...





ادامه دارد

صفحات آخر کتاب را ورق می زنیم









#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش اول







 ایستادم جلوش و گفتم : من همون زن سرکش و بی حیایی هستم که به همه گفتی  ؛ پس برای چی می خوای برگردم پیش تو ؟ که چی بشه؟ ..

تو مگه نگفتی من بدبختت کردم؟..چرا نمیری خوشبخت بشی ؟ 

برای چی ولم نمی کنی ؟بس نبود این همه تهمت و اهانت که به من کردی ؟..

ببین بهروز من برای وجود خودم ارزش قائلم دوست ندارم کسی منو له کنه ..می خوام از زندگی که خدا بهم داده لذت ببرم ..

می خوام مثل آدم باهام رفتار بشه این خواسته ی زیادی که من دارم ؟ ولی اینو می دونم که با تو نمیشه ؛؛ امتحان کردم ..

تو ذهنت در مورد من خرابه می دونی چرا؟ چون تو  زنی رو می خوای که تو سرش بزنی و صداش در نیاد ..





داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش دوم 






تو یک زن می خوای که اسیر خونه باشه و هر چی تو گفتی بگه چشم ..

از این زن ها زیادن ..برو بگیر باهاش اونطوری که دلت می خواد زندگی کن ..ولی من نیستم ..تا اینجا اشتباه کردم ، زنت شدم اشتباه کردم به خواسته هات عمل کردم و خودمو نادیده گرفتم ..

ولی اصلا ازت انتظار نداشتم که حتی بهم اجازه ندی کاری رو که دوست دارم انجام بدم ...من اونجا فهمیدم که تو خودتو دوست داری و منو مثل یک خمیر بازی می خوای که توی دستهات له کنی و از این کارم لذت می بری ... ؟

اگر یادت باشه باهات حرف زدم ولی فهمیدم تو عوض نمیشی و منم نمیشم دلیلی هم نداره که هر کدوم ما بخوایم خودمون رو عوض کنیم ...








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش سوم








گفت : بس کن این حرفا رو تو فکر کردی اینجا دادگاهه لایحه می خونی ؟ برای همین نمی خواستم وکالت کنی ببین زبون در آوردی و هر چی دلت می خواد بارم می کنی ..

گفتم : آره ..آره من اینطوریم باید برای زندگیم لایحه بخونم تا بلکه بفهمی با من چیکار کردی ..

اصلا چرا برادر منو به جونم انداختی؟ تو از کجا یقین داشتی که من با اون پسر رابطه داشتم که به شاهین گفتی ؟ حرف بزن ..یقین داشتی؟ ..

قسم می خوری قبلا منو با اون دیده بودی ؟ 

گفت : اینجا نمیشه حرف زد بیا بشین توی ماشین بزار منم چند کلمه از خودم دفاع کنم حالا که همه چیز رو دادگاه می بینی ...

بیا یک بارم حرف منو گوش کن ..من به شاهین حرفی نزدم فقط همونی که دیدم گفتم ..با هم تحلیل کردیم خوب به اون نتیجه رسیدیم ..






داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش چهارم






تو میگی این طور نیست خوب من قبول می کنم ..ولی حالا چرا سوار ماشینش میشی و میری این طرف و اون طرف ..

تو جای من بودی چیکار می کردی از زن دایی می پرسم ؛ زن مومن به من میگه پونه با اون پسره رفته کرج ازمن اجازه گرفته ..

به به آفرین اون که نتونست تو رو درست کن مثل اینکه تو اونو درست کردی ..

گفتم : اگر اومدی دعوا من نه اعصاب دارم نه وقت ؛ الان تو چیکار داری می کنی؟ باز خواستم می کنی؟ جواب نمیدم ؛؛ 

جای تو نیستم  ؟ مگه من زن توام که بهت جواب بدم ؟ 

گفت : باشه زنم نیستی دختر دایی من که هستی ...قبول کن کارت اشتباهه ..







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش پنجم 






گفتم : ای بابا ..خدایا به دادم برس ..بهروز تو بگو از جون من چی می خوای؟ کار از کار گذشته و هیچ فایده ای نداره ..

من همین الان دارم میرم جایی که اون پسره هست می خوایم کف حیاطی رو درست کنیم که قراره بچه های زن های زندانی رو بیاریم و نگهداری کنیم و متاسفانه من با همون پسره باید برم کرج یک خانمی رو که بشدت از ظلم شوهرش تنها و بی کس با دوتا بچه مونده ؛ و تازه بازم شوهرش دست بر دار نیست  و بهش تهمت دزدی  زده رو با خودم بیارم تهران که توی اون خونه زندگی کنه ..

ببین بهروز من برای خودم برنامه دارم هدف دارم تو فکر می کنی از صبح تا شب دارم خوش میگذرونم ؟  

منم یک طورایی مثل اون زنم زهرا خانم ..منم همه چیزم رو بخشیدم و رفتم ولی بازم تو دست از سرم بر نمی داری حالا اومدی میگی پسر دایی توام؟ و می خوام کنترلت کنم؟ ..

حالا من باید به تو جواب پس بدم ..






داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش ششم 






صورتش قرمز شده بود و احساس کردم عصبانیه ....

گفتم : .من هیچوقت در حرف زدن با تو  به جایی نرسیدم ما هر دو راه خودمون رو میریم پس چرا با هم حرف بزنیم ..

گفت : خیلی بی رحمی ..پس عشق و محبت و عاطفه این وسط هیچ جایی نداره ...

یک زن در مقابل شوهرش هیچ وظیفه ای نداره؟ همش من ؛من ؛من ..تا کی می خوای به این رفتارت ادامه بدی ؟تا کی می خوای اینقدر خود خواه باشی ؟  ..

اینکه میگم پسر دایی توام در جواب حرف توست که  منو هیچکاره می دونی نه الزاما به خاطر اون نسبت بهت حساسم ...

دست خودم نیست دوستت دارم و نمی تونم ازت بگذرم ..

تو شلوغش می کنی اومدم بگم ..هر طوری تو بخوای ؛ همون باشه ..من سعی می کنم تو رو درک کنم ..ببین این جا جاش نیست بیا من برسونمت با هم حرف بزنیم ..







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش هفتم 






گفتم : بهروز  دیگه دیر شده ..من از اولم به درد تو نمی خوردم ..متاسفم که منو دوست داری ..

ولی خواهش می کنم راحتم بزار اینهاش دستم رو ببین این نتیجه ی فکر مسموم چند روز پیش توست آدم عاقل باور می کنه تو از سه روز پیش تا حالا عوض شدی ؟ چی عوض شده که من و تو عوض بشیم ؟..

چرا یک چیزی هست و اون کینه ای که من از تو و شاهین به دلم گرفتم ..من این کتک رو از شاهین نخورم ..در واقع از تو خوردم که ایستادی و منو تماشا کردی تا زیر ضربات مشت و لگد اون به این  حال و روز در بیارم ..

اونجا منو دوست نداشتی ؟ دلت میومد شاهین منو بزنه ؟ اگر یک اتفاقی برای من میفتاد بازم منو دوست داشتی ؟ 

عذاب وجدان نمی گرفتی ؟ حالا اومدی میگی دوستت دارم؟





داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش هشتم 







نه آقا بهروز  ..دوست داشتن با شرط موقعیت؛  به درد من نمی خوره ..

سرت از شرم پایین بود ولی حتی دست شاهین رو نگرفتی و معترضش نشدی ..ببخشید من کار دارم دیرم شده ..

حرف آخر دست از سرم بر دار من دیگه تو رو از زندگیم بیرون کردم ..الان بیشتر از روزی که از خونه ات اومدم بیرون ازت کینه دارم ..خدا حافظ ..

و با سرعت رفتم تا وسط خیابون و یک تاکسی گرفتم و سوار شدم ..

وقتی برگشتم دیدم نیست ..دور و اطراف رو نگاه کردم اثری ازش نبود ...

به هر حال می دونستم که بهروز عقاید خودشو داره و اینکه به من علاقه داشت باعث می شد دلم براش بسوزه ..

ولی اینم می دونستم که با دلسوزی نمی تونم زندگی خودمو بسازم ...







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش نهم 







وقتی رسیدم ..نیما با یک مرد دم در منتظر بودن ..

از دور منو دید دست تکون داد ..خوب اون تنها کسی بود که خیلی زیاد بهش احساس نزدیکی می کردم و اینطور که به دلم مراجعه می کردم دوستش داشتم ..

تاکسی نگه داشت و من پیاده شدم و همزمان گفتم : سلام خیلی منتظر شدین ؟

ولی نیما جوابم رو نداد و رفت به طرف خیابون ... 

نگاه کردم وای خدای من بهروز پشت سر من رسیده بود و کنار ماشینش ایستاده بود  وبا غضب به نیما اشاره کرده بود بیا ...

من اصلا فکرشم نمی کردم اون دنبالم اومده باشه  ..

نمی دونستم نیما اونو میشناسه یا نه فقط دیدم داره از خیابون رد میشه ..و قبل از اینکه خودمو برسونم بهروز به نیما حمله کرد ...






داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش دهم 







نیما محکم دستهای اونو  که تقلا می کرد در گیر بشه گرفت و  گفت : چیکار می کنی ؟ به نظرم حرف بزنیم بهتره.. تو کی هستی و چی می خوای ؟ 

ای بابا نکن دیگه وایسا حرف بزن ببینم حرف حسابت چیه ؟  ببین یارو من زورم از تو بیشتره کتک می خوری بعدم میری غصه می خوری جلوی بقیه ام ضایع میشی ..

آروم باش ببینم چی میگی ؟دردت چیه  ؟ .

من گفتم :  ول کنین  ..تو رو خدا این کارای احمقانه رو نکنین  .... 

بهروز گفت : تو با زن من  چیکار داری بیشرف چرا گورتو از زندگی من گم نمی کنی  ؟ و یقه ی نیما رو از زیر کتش  گرفت و کشید..و دکمه هاش پاره شد ..

با هم کلنجار میرفتن ..نیما خودشو کشید کنار و دستشو گرفت جلوی بهروز و گفت : زن تو ؟ وایسا ..وایسا ببینم جناب مثل اینکه سوء تفاهم شده ...

آقای محترم زن تو اصلا کی هست ؟که من دست از سرش بر دارم ؟ به خدا اشتباه گرفتین ..







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش یازدهم 







بهروز نفس ؛نفس می زد و با عصبانیت گفت : خودتو نزن به کوچه ی علی چپ  مردتیکه ..

نیما گفت : خوب بگو ببینم زن تو کجا بوده که به من تهمت می زنی؟ کی گفته من با زن تو رابطه دارم ؟ ..اونم جلوی زنم که الان هزار تا فکر خیال می کنه ...

پونه به خدا من کاری نکردم با زن ایشون هم کاری نداشتم ..قسم می خورم ..پونه یک وقت ناراحت نشی .. ثابت می کنم گناهی ندارم ...

بهروز دوباره حمله کرد و گفت : می کشمت عوضی ؛ منو مسخره کردی ؟ 

نیما گفت : نه به خدا ..این خانم  زن منه ..فردا هزار تا حرف و حدیث برام درست میشه ...

بهروز داد زد سرم این چی میگه پونه ؟ 

گفتم : راست میگه ما عقد کردیم زنشم ...اینجام خونه ی ماست نفهمیدی ؟ حالا برو ....

نیما معطل نکرد و بدون اینکه حرفی بزنه رفت طرف خونه ..








داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش دوازدهم 







گفتم : بهروز بیشتر از این نه خودت رو ناراحت کن نه منو ...

گفت دورغ میگی ؟کی عقد کردی ؟  

گفتم : هر طوری دلت می خواد حساب کن ..ولی ما عقد کردیم و محرم شدیم ...

گفت : باشه ..ته و توش رو در میارم ..حساب تو رو هم می رسم ...

سوار ماشین شد و گاز داد و رفت, حسابی تنم می لرزید و اعصابم داغون شده بود هر کس دیگه جای نیما بود حتما کار به جای باریک می کشید ...

اما دلم نمی خواست همچین منظره ای با بهروز داشته باشم ....

نیما با اون مرد حرف زد و ردش کرد رفت  ..

مونده بودم چیکار کنم خیلی می ترسیدم کلید انداختم  ...وارد حیاط شدیم و گفتم : آخه چرا همچین حرفی زدی ؟حالا بیا درستش کن ؛

 گفت : همین درسته باید این کارو می کردم قال قضیه رو می کندم .







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش سیزدهم








گفتم : ولی حتما اینو می دونی که همین الان  میره و غوغا راه میندازه ؟..حتم دارم  تا نیم ساعت دیگه شاهین در خونه ی ماست ..ای وای چقدر بد شد ...

نیما به خدا از طرفی هم دلم  براش سوخت ..دوست نداشتم اینطوری احساس بدی داشته باشه .. تو اونو از اول شناختی آره ؟ ...

نیما داشت پیرهنشو که دکمه هاش پاره شده بود جمع و جور می کرد ..

گفت :معلومه که شناختم وگرنه من آدمیم که بزارم کسی یقه مو بگیره ؟  اونشب که شاهین تو رو می زد احساس این آقا زاده نسبت به تو چی بود ؟دلش برات سوخت ؟ 

 الان کی بهش گفته بود دنبال تو راه بیفته ؟..آدم باید آدم باشه ..سنگین و رنگین ...وقتی میگی نمی خوام باید بره پی کارش ؛ 

قبل از اون من تو رو دوست داشتم ..وقتی شوهر کردی بهت احترام گذاشتم ..این آقا دو روز پیش باعث شده تو به این روز بیفتی آخه با کدوم عقلش اومده تو رو راضی کنه ؟ به خدا می خواستم به خاطر بلایی که سر تو آوردن بزنمش ولی فقط این فکر رو کردم که نمی خوام از چشم تو بیفتم ..






داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش چهاردهم







گفتم : ببخشید باید حواسم رو جمع می کردم دم دادگستری جلوی منو گرفت  حرف بزنیم ..خیلی رک و راست بهش همه چیز رو گفتم ولی بازم دنبالم اومد ...

خندید و گفت : اتفاقا خوب شد ...شناسنامه ات باهاته ؟ 

گفتم : آره  به خاطر دادگاه و زندان همیشه توی کیفمه ...

گفت : منم ...پس برو بریم ..

گفتم کجا ؟ از کی تا حالا کرج شناسنامه می خواد ؟ 

گفت : میریم عقد می کنیم من آدم با شرفی هستم نمی خوام دروغگو بشم ..زود باش ..تا تو رو ازم نگرفتن باید کارو تموم کنم ..

گفتم : محاله نیما اینو ازم نخواه ..مامان من ؟مامان تو ؟ جواب اونا رو چی بدیم ؟ جلو تراز  من رفت توی کوچه و گفت درو قفل کن بیا زود باش بدو تا شاهین خبر دار نشده ..

گفتم : نیما من نمیام ..هر جا می خوای بری خودت برو ...







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش پانزدهم 







سوار ماشین شد و روشن کرد و بوق زد ..

گفتم : ای خدا چرا یک آدم درست و حسابی دور و اطراف من نیست آخه این دیگه چه کاریه ؟..نیما ؟ نکن خواهش می کنم عجله نکن ...

سرشو خم کرد و گفت : آخ که چقدر دلم می خواست توام مثل من شجاع بودی ..سوار شو ترسو ....خودتو رها کن ؛

 این همه به باید و نباید ها فکر کردی به کجا رسیدی ؟ سوار شو بسپرش به من درستش می کنم ...

سوار شدم و گفتم : منو برسون خونه کرج هم باهات نمیام ..تو دیوونه ای ؛

گفت : ولی یک دیوونه ی عاقل ..یکم که رفت سر خیابون کنار یک کیوسک تلفن ایستاد و بدون اینکه به من حرفی بزنه رفت پایین ..

زنگ زد و مدتی حرف زد ..احساس می کردم باز داره منو  در موقعیت انجام شده قرار میده  ..وقتی برگشت گفت درستش کردم تمومه ...





داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش شانزدهم 







گفتم : اگر تو تا آخر بخوای به جای من تصمیم بگیری زیر بار نمیرم ..

نیما زندگی مشترک یعنی همفکری کردن با نظر هم کاری رو انجام دادن ..

تو داری چیکار می کنی ؟

خندید و گفت دارم در بست می گیرم این بار می برمت ..

گفتم : تو رو خدا جدی باش این بار پامو میشکنن  

گفت : آخه یکی که داره از یک بلندی پرت میشه ؛ طرفی که می خواد دستشو بگیره ازش نمی پرسه تو می خوای زنده بمونی؟ اجازه میدی من نجاتتتتتت بدم؟ ..

اونوقت یارو افتاده اون پایین و غزل خداحافظی رو خونده ..

تو با این آدم هایی که دور  و اطرافت هستن همین حال رو داری...ولی من بهت میگم ..دارم میرم خونه ی شما مادرت رو بر می داریم ..

مادر منم داره آماده میشه به بابام هم  گفتم زنگ بزنه محضر آشنا ؛ وقت بگیره بریم عقد کنیم ..عروس خانم وکیلم بنده ؟ ...










#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و چهارم- بخش هفدهم 








گفتم  :نه نیما؛؛ تو رو خدا بگو  این کارو نکردی ..بگو شوخی کردی  ..ای خدا نه ..باورم نمیشه نیما حالا مامان و بابات  در مورد من چی فکر می کنن ؟

 خندید و گفت : نگران نباش فکر بدی نمی کنن  چون منو میشناسن ..می دونن ضربتی عمل می کنم ...

پونه می دونی الان بابا بهم چی گفت ؟ و در حالیکه قاه قاه می خندید گفت : بهم میگه خدا به داد اون دختر برسه که گیر تو افتاده ...

گفتم :به خدا راست میگن ..وای آبروی منو جلوی اونا بردی ,, 

گفت : تو به من اعتماد داری ؟ همینو فقط بهم بگو ....

گفتم : دارم ولی ..

گفت ولی نداره ..قول میدم تو اذیت نشی ..یعنی من نمی زارم دیگه کسی تو رو اذیت کنه ...

گفتم : یعنی امشب ما عقد کنیم ؟ 

گفت : آره ..مامانت اومد که اومد نیومد به زور می بریمش ...

با در موندگی گفتم : نیما ؟ 

 گفت : جانم منظورت اینکه حلقه نخریدم ؟چشم  فردا می خریم

گفتم: باشه آقا نیما شوخی کن ...

حالا  برو خونه ی ما ببین چه خبره ..بعد به حرفم می رسی ...من کس و کار خودمو میشناسم  شاهین الان اونجا منتظرمونه ..شایدم نصف فامیل  ...





ادامه دارد








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز