2777
2789
عنوان

جای من کجاست ؟

| مشاهده متن کامل بحث + 190687 بازدید | 2148 پست

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و دوم- بخش اول







سهیلی بهم نزدیک شد و همینطور که دستهاشو از سرما کرده بود توی جیبش و قوز کرده بود گفت : تو اینو از کجا پیدا کردی عجب بچه ی با حالیه ,

 گفتم : نمی دونم آقای سهیلی ؛ شاید واقعا تقدیرم این بوده ولی انگار زندگی داره با من بازی می کنه ..

من اونو شش ساله می شناسم ..از سال اول دانشگاه ..

گفت : وقتی از دور به زندگی دیگران  نگاه کنی ؛؛می ببینی مثل بازیه ..ما رو چرخ میده ..می رقصونه ..غمگین می کنه و خوشحال ..و مجموعه ی این بازی اسمش میشه زندگی ..

فقط آدم ها موقع چرخیدن و رقصیدن باید بدونن که چطور حرکت کنن تا زمین نخورن ..و  سر بلند بیرون بیان ..

شغل ما خیلی بیشتر از شغل های دیگه اینو بهمون یاد آوردی می کنه .. 

وقتی توی یک پرونده غرق میشم که پر از بدبختی و گرفتاریه ,  با خودم فکر می کنم آیا من زیادی از این دنیا توقع ندارم ؟ چی می خوام ؟ رفاه؟ پول ؟آسایش ؟ 

همش به یک مویی بنده ..





داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و دوم- بخش دوم 






من از  این پرونده ها خیلی چیزا یاد گرفتم .. 

 کسانی بودن  که فقط در یک چشم بر هم زدن همه چیزشون رو از دست دادن .. آخه به چی این دنیا آدم دلش  خوش کنه  ؟

 همیشه  اضطراب دارم که نکنه در آینده برای منم پیش بیاد ..نکنه یک روز منم در جایگاه متهم قرار بگیرم ؟...کاری نداره ها ؛ یک تصادف و یا یک اتفاق ....

خودت هر روز می ببینی ..مثلا همین خانم لاله نجف آبادی ..مادر این بچه ها چطور زندگیش یکشبه به باد رفت ..

از صبح دارم به این بچه ها  نگاه می کنم دلم براشون میسوزه ....

پونه خبر بدی برات دارم خواهرای مقتول به هیچ وجه رضایت نمیدن ..حتی رفتم برادرشون رو توی زندان ملاقات کردم شاید بتونم از طریق پرونده ی تو یک راهی پیدا کنم ..مثل اینکه مقتول  براشون خیلی عزیز بوده ..







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و دوم- بخش سوم 







با عصبانیت بهم گفت دیه ی اون خانم رو میدم و محکومیتم رو می کشم ولی رضایت محاله ؛  در خواست اعدام کردن ..

اگر فردا نتونیم ثابت کنیم که قتل غیر عمد و دفاع از ناموس بوده ..خیلی بد میشه ..

الان اینجا وایساده بودم یک نگاه به رَمیسا می کردم یک نگاه به ساغر ..من چطوری از این بچه بخوام بره دادگاه ؟اگر دختر خودم بود راضی میشدم ؟ 

گفتم : ساغر به من گفت می خواد شهادت بده ..مجبوریم برای نجات مادرش ببریمش ..اما ترس من از اینه که قاضی دستور معاینه ی پزشکی بده  و اینه که منو آزار میده ..

ولی متاسفانه چاره ای نداریم ..

گفت : این خبر خوشحالم نکرد ..چون این کار خودِ کودک آزاریه که خط قرمز منه ..

ولی راست میگی مثل اینکه چاره ای هم نداریم ..مادرشون باید باشه که از اونا مراقبت کنه ..

هر چند زنیکه حواسش  به دخترش نبوده ..معلوم نیست چند وقت  اون مرد این بچه رو مورد آزار قرار میداده ..ای لعنتی ..کثافت ؛




داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و دوم- بخش چهارم 







گفتم : من ساغر رو آماده می کنم باهاش حرف می زنم ...

بعدم حتما پیش یک دکتر روانشناس می برمش ..شما بهش فکر نکنین .....

فهیمه جون اومد و گفت : پونه جان نتونستم یکی رو برای نظافت پیدا کنم ..این خونه ی بزرگ رو هر روز کی می خواد تمیز کنه ؟ تو کسی رو سراغ نداری ؟ 

گفتم : نه والله ..یک خانمی هست گاهی میاد به مامانم کمک می کنه ولی شوهر و بچه داره و فکر نکنم بیاد اینجا بمونه ..

ما یکی رو می خوایم شبانه روزی اینجا باشه ..

نیما نزدیک بود و حرف ما رو شنید و گفت : چرا از زهرا خانم نمی خواین بیاد اینجا بمونه ؟ فکر می کنم بد نباشه ..

گفتم : چرا به فکر خودم نرسید ..راست میگه زهرا خانم جایی رو نداره الان تو خونه ی برادرش زندگی می کنه ..

نیما گفت : فردا با هم میریم و بهش پیشنهاد میدیم ..اگر موافق بود که همون جا ورش می داریم و میاریم ...

و بلند گفت : باجناق , بیا سر اینو بگیر ...

کامی خندید و گفت : چشم با جناق ؛ ولی یادت باشه من داماد بزرگترم تو باید به حرف گوش کنی ...







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar





#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و دوم- بخش پنجم 






اتفاق عجیبی که اون روز برای من افتاد این بود که دنیا رو از دریچه ی دیگه ای می دیدم ؛ احساس آزادی می کردم انگار بند هایی که به روح و روانم بسته بودن باز شده بود ..

اینکه فکر می کردم می تونم از این به بعد برای خودم تصمیم بگیرم بهم حس خوبی می داد ...

کامی و نیما رفتن برای ناهار چلو کباب گرفتن و در میون شوخی های با مزه ی نیما گفتن و خندیدن و خوردن ...طوری که همه تا شب بدون خستگی کار کردن و فهیمه جون می گفت تا حالا این همه رامتین و رمیسا رو  خوشحال ندیده بودم  ...

اونشب به چند دلیل برگشتم خونه ی مامان ؛؛ 

یکی اینکه هیچ کس موافق نبود که من و بچه ها شب رو اونجا تنها بمونیم و خونه هنوز به اندازه ی کافی گرم نبود و دوم اینکه مامان سخت غمگین شده بود و ابراز ناراحتی می کرد و سوم اینکه من و ساغر باید صبح میرفتیم دادگاه و ساناز تنها می موند ...






داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و دوم- بخش ششم 







آقای سهیلی خسته شده بود و سر شب با فهیمه جون و بچه ها رفت , پروانه و کامی زود تر رفتن تا یاسین رو بر دارن و برن خونه شون ..

حدود ساعت نه بود که نیما ما رو گذاشت در خونه ..بچه ها پیاده شدن و رفتن ولی  من موندم و گفتم : فقط می خوام از یک چیز ازت تشکر کنم ..

بلند خندید و گفت : یا خیر خدا ؛ دیگه چی؟  من باید ازت تشکر کنم که به دنیای من رنگ و بو دادی ..

گفتم : من ؟ رنگ بو رو به دنیا تو دادم ؟یا تو کاری کردی که الان من به راحتی و بدون ترس جلوی در خونه بشینم توی ماشین تو و با هم حرف بزنیم ..

می دونی نیما من دیگه از کسی نمی ترسم ..واقعا نمی ترسم ..و اینو مدیون توام ...

گفت : ول کن این حرفا رو پونه خانم ..همین که می دیدم امروز می خندی و آرامش داری برای من یک دنیا ارزش داشت خیالم  راحت شد ..

فردا من خیلی کار دارم ,  اما بعد از ظهر میام دنبالت بریم کرج با زهرا خانم حرف بزنیم ..با یکی هم صحبت کردم با خودم میارمش بیاد کف حیاط ببینه و بهمون بگه باید چیکار کنیم ..شاید بشه با یک تعمیر روبراهش کرد ....






#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و دوم- بخش هفتم







گفتم : تو واقعا این کارو کردی ؟ به فکر کف حیاط بودی ؟

 گفت : آره خوب قول داده بودم ..

پیاده شدم و گفتم : آخه چرا آدم رو همش شرمنده می کنی ؟ 

گفت : شریک میشم باهاتون؛ چطوره ؟  در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ..

تا وارد حیاط شدم مامان رو دیدم پرسید آقا نیما بود ؟ مادر دم در ؟ نکنه ؟...

همینطور که با هم میرفتیم توی ساختمون گفتم : مامان جون می خوام با نیما  ازدواج کنیم هر کس می خواد خوشش بیاد ؛ هر کس می خواد نیاد ..به هیچ کس ربطی نداره جز شما , 

گفت : مادر؛؛ من برای شاهین توضیح دادم ولی سر لج افتاده و میگه پونه  زن هر کس می خواد بشه؛ بشه ولی  زن این یکی نمی زارم  ..تو رو خدا مواظب باش یک کاری دستمون نده ؛





داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و دوم- بخش هشتم 







گفتم : اگر می تونه جلوی منو بگیره ؛ شما حرص نخور بزارش به عهده ی خودم ..

گفت : به خدا مادر شاهین خودش خیلی ناراحته که تو رو  زده پشیمونه ولی با نیما موافق نیست ..

نمی دونم شایدم باور نمی کنه که اون باعث طلاق تو نشده ...

گفتم : مادر من؛ عزیز من  باور می کنه یا نمی کنه دیگه برام فرقی نداره ..شاهین دیگه برادرم نیست؛  اون خیر منو نمی خواد به جای اینکه پشت من باشه چسبیده به بهروز و داره با اون برای من نقشه می کشه ..

به نظرتون این درسته ؟ نباید میومد با من حرف می زد و بهم اعتماد می کرد ؟

 گفت : پروانه و کامی خیلی از این پسره تعریف کردن ..باشه من که حرفی ندارم فقط میگم یکم رعایت کن تا ببینم چی میشه ..







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و دوم- بخش نهم 








اونشب موقع خواب مدت زیادی با ساغر حرف زدم و تا اونجایی که می تونستم سعی کردم آماده اش کنم ...نه اون و نه من خواب به چشمون نمی اومد ..

خدایا آخه دل این بچه مگه چقدره که این همه درد رو باید تحمل کنه ؟ 

روز بعد وقتی پامون به دادگستری رسید حال و روز ساغر دیدنی بود  ..

رنگش مثل گچ سفید شده بود و علنا می لرزید ..

چند بار تصمیم گرفتم نزارم شهادت بده ولی خودش اصرار داشت ..و من می دونستم که اون بعد از شهادت حتما فرستاده میشه پزشک قانونی ..

باید کاری می کردم که قاضی حرف اون بچه رو باور کنه ...

وقتی زندانی ها رو آوردن و  لاله رو در میون زن ها دیدیم ساغر دستشو از دستم کشید و دیوونه وار دوید و گریه کنون خودشو انداخت تو بغل مادرش ..

ادامه دارد








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿 #قسمت_سی و دوم- بخش نهم  اونشب موقع خواب مد ...


میخواستم داستانو بخونم ولی میشه قبلش بگی تم داستان تلخه یا شیرین ؟ چون من از داستانهایی که تلخ و ازار دهنده باشن فراریم ولو اینکه اموزنده باشن . ممنون

میخواستم داستانو بخونم ولی میشه قبلش بگی تم داستان تلخه یا شیرین ؟ چون من از داستانهایی که تلخ و ازا ...

عزیزم داستانهای خانم گلکار همشون واقعی و آموزنده ان.تلخی زیاد توی داستانها هست اما در کل خیلی قشنگن.بهت پیشنهاد میکنم همه رو بخونی

تو یه طوفان من جزیره   من ناپلئون تو دزیره    جز تو کی میتونست از من همه دنیا رو بگیره    نقطه تسکین محضم نقطه آرامشم بود   اسمتو زمزمه کردم این تمام شورشم بود   تو هوای تو که باشم صاحب کل زمینم   من همه دنیامو دادم زیر چتر تو بشینم   شوق تسلیم تو بودن لحظه لحظه تو تنم بود  بهترین تصویر عمرم عکس زانو زدنم بود
عزیزم داستانهای خانم گلکار همشون واقعی و آموزنده ان.تلخی زیاد توی داستانها هست اما در کل خیلی قشنگن. ...


درسته من از ایشون داستان خیلی خوب و شیرین هم خوندم ولی یه بار یه داتان بود که عمیقا ذهن منو مخدوش کرد و بار منفی زیادی برام داشت این هست که ترجیح میدم این جور داستانها رو نخونم

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش اول







 لاله  همینطور که با دو دست ساغر رو گرفته بود با حالت ناراحت کننده ای به من نگاه کرد و با اعتراض گفت : چرا ساغر رو آوردی ؟ مگه نگفتم نمی خوام اون شهادت بده ..نه خواهش می کنم اونو از اینجا ببرین ..

و ساغر بلند گریه می کرد ..آخه من نمی خوام تو اعدام بشی ..تقصیر  من بود ..می خوام شهادت بدم ..

و در حالیکه هر دو بشدت گریه می کردن با هم حرف می زدن لاله می گفت : نه مامان جون تو رو خدا از این جا برو ..تو هیچی نمی دونی ...

دخترم قربونت برم الهی؛؛  گریه نکن من خوبم چیزیم نمیشه بهت قول میدم خودم از پسش بر میام ..تو خودتو ناراحت نکن ..عزیز دلم ..مادر ؟

 اینطوری گریه نکن و ساغر مدام تکرار می کرد ..نمیشه ..نمیشه ..من باید همه چیز رو بگم تو نمی دونی ..

یک چیزایی هست که باید بگم ...

من ساغر رو گرفتم و گفتم : لاله جون ساغر خودش اصرار داشت بیاد اما اگر تو نخوای نمی برمش ..آروم باش ..باهات حرف بزنم ..

بیا اینجا بشین بیا عزیزم ..الان آقای سهیلی هم میاد ..برات توضیح میدیم ..





داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش دوم 








با بی تابی گفت : هر چی می خواد بشه بشه من نمی خوام ساغر جلوی همه از اون ماجرا تعریف کنه ..

به اندازه ی کافی صدمه دیده ..تو رو خدا به بچه ام رحم کنین ..ای خدا اون بعد از این چطوری زندگی کنه ؟ 

بهم بگو اگر دختر خودت بود میذاشتی بیاد جلوی مردم تعریف کنه ؟ 

صدای سهیلی رو شنیدم که گفت : نه ؛ نمی ذاشتم تو حق داری ؛؛ ولی دیگه کاریش نمی تونیم بکنیم ..

قصاص خواستن مگر اینکه ثابت بشه دفاع از ناموس بوده و غیر عمد ..ما ساغر رو نگه می داریم بیرون,, اگر دیدیم دیگه چاره ای نداریم میارمش شهادت بده ..

تو با خودت چی فکر کردی ؟ ما که شمر نیستیم ..نباید بالای سر دخترات باشی ؟ فکر کردی بعد از تو چیکار کنن و کی ازشون مراقبت می کنه ؟ 

هر چند مادر خوبی هم نبودی که کارت به اینجا کشیده تاوان بی فکری و بی عقلی تو رو که نباید بچه ها پس بدن ..حالا ساکت باش بزار کارمون رو بکنیم ...









#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش سوم 







گفتم : آقا لطفا ؛؛ لازمه اینقدر تند برین ..گناه داره ..

گفت : چیکار کنم با این وضع برنامه های منم بهم می زنه ..بهش بگو صداشو ببره ببینم باید چیکار کنم ..

حاضر باشین صداتون کردن بیان دادگاه ساغر همین جا بشینه تا ببینم چی میشه ...

دادستان دادخواست رو می خوند وقتی به کلمه ی قصاص و اعدام رسید  لاله  بدون اینکه گریه کنه اشک میریخت و می لرزید..

و با نگاهی التماس آمیز ازم می خواست کمکش کنم  ..

بالاخره بردنش به جایگاه ..

ازش پرسیدم : خانم نجف آبادی  لطفا  اونشب حادثه رو یکبار دیگه برای قاضی محترم تعریف کنین چه اتفاقی افتاد ...

و اون در حالیکه زبونش خشک شده بود چند بار سعی کرد آب دهنشو جمع کنه ..با سرعت یک لیوان آب دادم دستش و یک قورت خورد و گفت : من نمی خواستم دوباره ازدواج کنم ..



داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش چهارم 







ولی یا باید از خیر بچه هام میگذشتم و می دادمشون به خانواده ی شوهرم و یا تن به ازدواج می دادم ..

خودشون برام شوهر پیدا کردن ..گفتن بچه دار نمیشه و مرد مومن و با ایمانیه ..

گفتن آدم درستکاریه ...و وقتی باهاش ازدواج کردم همینطور هم بود که می گفتن ..

مهربون و دست و دلباز ..با احترام با من و بچه ها رفتار می کرد ..

هر چی می خواستیم می خرید و مرتب ما رو گردش می برد ..نسبت به دخترا دلسوزی می کرد و اونا رو دختر خودش می دونست ...

اونقدر خوبی کرده بود که حتی کوچکترین شکی بهش نداشتم ..یعنی اگر کسی می گفت باورم نمیشد ..آره اون با خواهر و برادرش و حتی زن همسایه مهربون بود ..و در حق ما هم خیلی زیاد خوبی کرده بود ..

چه می دونستم ..حتی تصورشم برام غیر ممکن بود ...تا احساس کردم مدتیه که خواب آلودم ..و حتی روز ها هم اغلب خواب بودم ..

یک روز رفتم دکتر تا علتشو بفهمم آزمایش داد و جوابشو که گرفتم بردم پیش دکتر گفت : توی خون شما مقدار زیادی خواب آور هست ..







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar



#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش پنجم 






گفتم : آقای دکتر من حتی مسکن هم نمی خورم مگر اینکه یک وقت سر درد بشم 

گفت : شربت سینه نخوردین ؟ یا مثلا دارویی که خواب آور باشه ؟.... 

نخورده بودم آقای قاضی ..برای همین فکر کردم و فکر کردم ..و تنها به این نتیجه رسیدم که شاید اشتباهی یک چیزی خوردم یادم نمیاد ..

ولی یکم هم به شوهرم شک کردم ..دیگه مراقب بود ..

دو ؛ سه شب همون چیزی رو خوردم که خودم می دونستم چیزی توش نیست ..مثلا از دستش آب نمی خوردم و یا آخر شب میرفت سر یخچال و می گفت به به چه نوشابه ی خنکی می خوری ؟ و برای منم میاورد ..

و تقریبا هر شب  روش خودشو  عوض می کرد ..

 سه شب بهانه آوردم که  وقتی موقع خواب یک چیز  آبکی می خورم ترش می کنم ..و یا خودمو می زدم به خواب و جواب نمی دادم ...حواسم بهش بود ..

ولی حس می کردم نیمه های شب بیدار میشه و بی قراره ..از تخت میره پایین مدام به من نگاه می کنه ببینه خوابم یا بیدار ..

ولی دوباره بر می گشت توی تخت و همینطور از این دنده به اون دنده می شد تا خوابش می برد





داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش ششم 







اما به من چی می گذشت خدا می دونه قلبم مدام تند می زد و استرس عجیبی داشتم آرامش از وجودم رفته بود و حال خودمو نمی فهمیدم ...

روز بعد از ساغر پرسیدم نظرت در مورد بابای جدیدت چیه ؟ 

اخمهاشو در هم کشید و گریه کرد ..و گفت من بابای خودمو می خوام اون بابای من نیست ..

دلم فرو ریخت ..ولی یک حسی داشتم که نمی خواستم از دختر خودم حرفی رو بشنوم که نباید می شنیدم ..

ولی حالم بدتر شده بود مدام با خودم فکر می کردم تا چیزی نفهمیدم هر دوی اونا رو بر دارم و بی خبر از خونه اش برم ..

ولی خوب یقین نداشتم و نمی دونستم کارم درسته یا غلط ..

شایدم من بی خودی شک کرده بودم ....

اونشب بدون اینکه دیگه چیزی به من تعارف کنه که من همیشه دلیل بر محبتش می دونستم زود تر از من رفت توی تخت دراز کشید و قبل از اینکه منم برم بخوابم به نظرم رسید خوابش برده ..

خیالم راحت شد ولی تا خواستم جابجا بشم از جاش پرید و گفت : اومدی ؟ وای چقدر تشنه ام ..








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش هفتم 







گفتم آب کنار تخت هست  بخور ..

گفت نه دلم آب میوه خواست تو می خوری ؟ 

گفتم : آبمیوه نداریم ..

گفت : پرتغال داریم ؛؛  میشه تو آب بگیری برام بیاری ..

گفتم : باشه الان میرم ...همینطور که آب پرتغال می گرفتم اومد و پشت سرم ایستاد و گفت جون من یک لیوان هم برای خودت بگیر ..

اصلا بزار حالا که بیدار شدم خودم می گیرم بدون تو نمی چسبه ...با خودم فکر کردم حالا وقتشه که از این شک و تردید بیام بیرون ..

بقیه ی کارو سپردم بهش و رفتم توی اتاق خواب و منتظر شدم ..

کمی بعد اومد و لیوان رو داد دستم ..با یک چرخش ریختم پشت تخت و وانمود کردم خوردم ..

با تعجب گفت : چی شد؟ خوردی ؟ مثل اینکه از من تشنه تر بودی ؟ 

گفتم : آره خیلی چسبید ...





داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش هشتم 







بیدار بودم و خودمو به خواب زدم ..

ولی همش می ترسیدم تپش قلبم منو رسوا کنه ..

مدت زیادی طول کشید ..از یکساعت هم بیشتر شد فقط به در گاه خدا دعا می کردم اشتباه کرده باشم ...

اونقدر طول کشید که دیگه  فکر کردم شکم بی خودی  بوده  و کم کم خوابم برد ..انگار اون می دونست که خواب نیستم ..

یک مرتبه انگار یکی تکونم داد ..از جا پریدم دیدم نیست ..

سراسیمه رفتم به اتاق ساغر ....

آقای قاضی من فقط می خواستم دورش کنم اولین چیزی که جلوی دستم بود همون اسب برنز ی بود که بابای ساغر براش خریده بود و همیشه کنار تختش بود فقط یک ضربه زدم به سرش که بره کنار ....

بلند شد  و گفت : ببخش لاله ..

غلط کردم ولی یک مرتبه صورتش پر از خون شد ..

دستپاچه شدم و خواستم سرشو ببندم ولی افتاد روی زمین ..خودم به آورژانس زنگ زدم ..و ساغر رو بغل کردم تا اون منظره رو نبینه حال بچه ام خیلی بد بود ...








#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش نهم 







لاله هق و هق به گریه افتاد و من پرسیدم : وقتی پلیس رسید شما در چه وضعیتی بودین ؟ 

گفت دوتا بچه ها م رو بغل کرده بودم و سه تایی گریه می کردیم ...

گفتم آقای قاضی عنایت بفرمایید قصد قبلی در کار نبوده ..

این زن برای حفظ ناموسش در یک لحظه ی بحرانی مجبور شده .از دختر خودش دفاع کنه ...

دادستان  گفت : اینا اظهارات متهمه است و شاهدی برای اثباتش نداره ..این خانم از وقتی زن مقتول شده قصد جدایی داشته وشواهد اینطور نشون میده که  زیاد با هم رابطه ی خوبی نداشتن ...

از شما می پرسم خانم لاله ی نجف آبادی اون همه پول رو شما از کجا آوردین که توی حسابتون هست ..

و اینطور که ما بررسی و تحقیق کردیم شما مقدار زیادی هم طلا و جواهر جمع کردین ..بهم بگین اونا رو کجا گذاشتین ؟ 

لاله گفت : پولی که توی بانک هست  سهم بچه ها بوده که پدر بزرگشون به حساب ساغر ریخته و من حق بر داشت ندارم اونی که توی حساب خودمه از قبل داشتم و با خودم آوردم ولی طلا و جواهری در کار نیست ..





داستان #جای_من_کجاست؟ 🌿

#قسمت_سی و سوم- بخش دهم 






همونی هم که توی خونه بود خواهر هاش بر داشتن و بردن ..اونا بهتر خبر دارن ..

قسم می خورم چیز دیگه ای ندارم ...

دادستان گفت : درسته که شما بار ها و بارها دیده بودین که مقتول شب جلوی شما به دخترا سر می زد و دلش می خواست از اونا مراقبت کنه ؟

 گفت : بله این کارو می کرد ..

گفت درسته که ساناز دختر کوچک شما مریض که شد چند شب تا صبح بالای سرش نشست و شما خواب بودین  ؟ 

گفت : بله شما اینا رو از کجا می دونین ..من که خودم گفتم مهربون بود و محبت می کرد ...

دادستان گفت : و شما مثل هر زنی که می دونستین شوهرتون پدر بچه ها نیست حسادت کردین و با یک شک بی جا تصمیم گرفتین به زندگی اون خاتمه بدین درسته ؟ 

گفتم : اعتراض دارم آقای قاضی ..

گفت : وارده ..می تونین جواب ندین ..







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز