2777
2789
عنوان

جای من کجاست ؟

| مشاهده متن کامل بحث + 190858 بازدید | 2148 پست

میگما معصومه جان زنی درتهران قدیم همون داستان لیلا بود درسته؟؟عزیز جانم که‌میدونم قصه مادر بزرگ خانم گلکار بود..واای چرایادم نمیاد گندم زارهای طلایی کدومشهه خب مگه اونم داستان لیلا نیست؟؟اسم داستان یوسف چی بود؟؟؟؟چندتاداستان تا حالا ازقدیم داشتیم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سلام. حتی منم که خواننده ساکتم نگران شما شدم. همیشه دیر داستان میزاشتید خبر میدادید. خدا کنه مشکلی براتون پیش نیومده باشه

جز عشق که اسباب سرافرازی بود هر چه دیدم و‌شنیدم همه اش بازی بود

بچه ها سلام اخ اخ‌ ببخشید من کلا یادم رفت حالا چرا امروز اومدم  داستان و بزارم تلفنم زنگ خورد کلا یادم رفت 😂 الان دیدم اصلا داستان و نذاشتم شرمنده الان میزارم 

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

ممنونم از همه ی دوستام که نگرانم بودن ❤️❤️❤️❤️

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #آقای_عزیزمن 💗☺️

#قسمت_ هشتاد و ششم- بخش اول







ببینم اول تو بگو چه نسبتی با عزت الله خان داری ؟ 

گفتم : برای چی اینو می پرسین ؟ چطور مگه ؟

 گفت : آخه خودشون گفتن تو دخترشی ..ولی  فامیلت فرق داره ..می خوام بدونم با هم چه نسبتی دارین ...

گفتم : دختر خونده ی ایشون هستم ..

گفت : آهان فهمیدم البته حدس می زدم یک همچین چیزی باشه ..حالا یک چیزی ازت می خوام ..من دیدم که چطوری درس میدی ..

راستش مدرسه ی ابتدایی ما معلم کلاس ششمش رفته برای زایمان ..الان پونزده روزه که بچه ها بی معلم موندن ..تو می تونی تا اون بر می گرده درس بدی که بچه ها عقب نمونن ؟..

گفتم : بله ..تونستن که می تونم ولی باید از عزت الله خان اجازه بگیرم ..تا فردا صبح بهتون خبر میدم ..

ببخشید کدوم مدرسه ؟





داستان #آقای_عزیزمن 💗☺️

#قسمت_ هشتاد و ششم- بخش دوم





گفت : همین دخترونه ی فرحناز یک کم پایین تره ..خواهرم مدیر اونجاست ..

این موقع سال معلم پیدا نمیشه  که بخواد جابجا بشه ..

گفتم :بله می دونم اونجا خیلی رفتم آخه  پریناز هم همون جا میره مدرسه ..اینطوری خوب شد ؛شاید بهم اجازه دادن ..

اونشب از درس هیچی نمی فهمیدم و همش در رویای معلم شدن و درس دادن خیال بافی می کردم ....

و تا تعطیل شدم  از خوشحالی  تمام راه رو تا خونه بدون توجه به یخ های زیر پام ؛ قدم های بلند بر می داشتم و سر می خوردم ولی همینطور با ذوق میرفتم بطرف خونه  ...







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #آقای_عزیزمن 💗☺️

#قسمت_ هشتاد و ششم- بخش سوم 







شاید اینطوری می تونستم توی زندگیم راهی پیدا کنم که زود تر از اون سرگشتگی بین خانواده ی خودم و جایی که زندگی می کردم خلاص بشم  ...

من واقعا کفتر دو بوم بودم ..و هر بار که به مادرم سر می زدم اینو بیشتر احساس می کردم ؛ 

نه اون بالا ؛ بالاها جام بود و نه اون پایین؛ پایین ها راهم ...و من به خوبی این واقعیت ها رو می دونستم و قادر نبودم به راحتی از کنارش رد بشم و چشمم رو ببندم و انکار کنم که بابای من مدام پای منتقل شیره و تریاک نشسته ..

نبینم که مادر من هنوز جایی برای درست زندگی کردن نداره ..و هنوز رخت های مردم رو میشوره ..و اگر اون همه مهربونی و لطف آقا نسبت به من نبود نمی دونم تا حالا چی بسرشون میومد ...






داستان #آقای_عزیزمن 💗☺️

#قسمت_ هشتاد و ششم- بخش چهارم







وشاید همین  باعث میشد اینقدر دیر به دیر به اونا سر بزنم چون هر بار که اونا رو می دیدم  تا مدتی حالم بد بود و احساس بیچارگی می کردم  و بیشتر از هروقت دیگه ای خودمو مدیون آقا می دونستم  ..

و روز به روز بیشتر دوستش داشتم ... در نظرم اون بهترین آدم دنیا بود ...

گاهی وقتی چشمم بهش میفتاد دلم ضعف میرفت و زیر لب می گفتم : آقای عزیز من کاش واقعا پدرم بودی و من هر روز که از سر کار بر می گشتی مثل پریناز و پرستو بغلت می کردم ...

وقتی رسیدم خونه شوکت خانم درو روم باز کرد ماشین آقا رو دیده بودم پرسیدم آقا کجاست ؟

 گفت : با فرح خانم و محمد تلویزیون تماشا می کنن ..

گفتم : بیا یک خبر خوب دارم ...







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....

داستان #آقای_عزیزمن 💗☺️

#قسمت_ هشتاد و ششم- بخش پنجم






گفت : خدا رو شکر یکی خبر خوب داشت ...

 بدون سر و صدا وارد ساختمون شدم و رفتم به  طرف اتاق شیوا دستم رو به دو طرف چهار چوب در گرفتم و با خوشحالی سرمو خم کردم و گفتم : سلام ..سلام شیوا جونم خبر خوب  ..

اون که دراز کشیده بود و داشت با پریناز حرف می زد ؛ نیم خیز شد و با یک لبخند گفت : چی شده دختر خوشحالی ؟ الهی همیشه لبت خندون باشه بگو چی شده خبر خوبت چیه؟ ..

گفتم : شیوا جون باورتون نمیشه از من خواستن توی مدرسه ی پریناز معلم بشم ..

قربونتون برم ..دیدین چی شد ؟ از من ؟از من خواستن  باور می کنین ؟  ...






داستان #آقای_عزیزمن 💗☺️

#قسمت_ هشتاد و ششم- بخش ششم 






پریناز با خوشحالی دستهاشو کوبید بهم و گفت : آخ جون ..راست میگی گلنار جونم تو می خوای  معلم من بشی ؟ با خنده بغلش کردم و گفتم نه عزیزم می خوام معلم کلاس ششم بشم ..

شیوا گفت :واقعا ؟ چطوری ؟ کی ازت خواست ؟ 

اما  من می دونستم ..به خدا ؛؛ به فکرم رسید وقتی گفتی زود تر میری که همکلاسی هات درس بدی حدس زدم ممکنه همچین اتفاقی  برات بیفته  ..

مبارکه منم برات یک خبر خوب دارم ..امیر برات  نامه داده ..

با شنیدن اسم امیر قلبم فرو ریخت ..و صورتم داغ شد ..اما خجالت کشیدم و گفتم شیوا جون چرا خجالتم میدین ؟جلوی پریناز ؟  ..

گفت : خجالت نداره که اون دیگه نامزد تو به حساب میاد ..کی از امیر حسام بهتر ..

تا اون تبعیدش تموم بشه توام راحت درس می خونی و میری دانشگاه ..

اتفاقا اینطوری بهترم میشه ..







#ناهید_گلکار

@nahid_golkar


#ناهید_گلکار

@nahid_golkar

برای کسی که می فهمد هیچ توضیحی لازم نیست، برای کسی که نمی فهمد هر توضیحی اضافه ست ؛آنانکه می فهمند عذاب می کشند آنانکه نمی فهمند عذاب می دهند .                مهم نیست که چه مدرکی دارید ؛؛.                 مهم این است که چه درکی دارید.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز