توی دوران عقدم... دیروز مریض شدم.. شوهرم منو برد دکتر و سرم زدم و حالم یه کم بهتر شد.... مامانش خونشون تنها بود... منم بهش گفتم اگه مامانت تنهاست میخوای بری خونتون برو اشکالی نداره... گفت باشه... بعد دم رفتن گفت پاشم برم گورم رو گم کنم... انگار ناراحت شد.. حرف بدی زدم