خخخخ نه ۷ پشت غریبه ایم
دایی شوهرم مدیر مدرسس با مامانم
بعد از طریق جلسات و... همدیگه رو میشناسن
حالا همون داییش یکی دوبار تو بازار منو با مامانم دید
این خواهرزادشو معرفی کرد و...
دیگه اینگونه شد که ازدواج کردیم
اون موقع اینقد فیلم بازی میکردن من میگفتم اینا بهترینن