دیگه نمیخوام دل به حال کسی بسوزونم حتی شوهرم فقط پسرم . برا شوهرم دل میسوزونم میگم برادرت آدم نیست آخرش آدم بدمیشم خسته شدم از بس خوبی کردم خسته شدم اونی باشم که نمیخوام ،همش حرف شنیدم چرا هیچ کس هیچ وقت درکم نکرد فقط گفتن بخاطر رضای خدا سکوت کن و منم سکوت کردم و تمام بغضامو خوردم امروز لبریز شدم حرف دلمو میزنم آدم بدی هستم کاش یکم فکر سلامتی خودم بودم کاش بی خیال بشم کارم شده گریه دیوونه شدم شاید واقعا بدم
درونم شده پراز کینه ازسکوت خسته شدم ده ساله در برابر همه سکوت کردم
باید با سیاست پیش بری عزیزم نه سکوت بدون حرفتو باید کجا بزنی که باعث تنفر اطدافیانت به خودت نشی دل نشکونی اول خودتو از کینه خالی کن بعد بامحبت به شوهرت نزدیک شو
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
نه ببین یه لحظه خدایی نکرده به نبودش فکر کن ببین اگه دور از جونش نباشه چه مشکلاتی برات پیش میاد خانواده خودتم میشن بلای جونت پس از ته قلبت دوستش داشته باش
نه ببین یه لحظه خدایی نکرده به نبودش فکر کن ببین اگه دور از جونش نباشه چه مشکلاتی برات پیش میاد خانو ...
خیلی دوسم داره همش میگه شاد باش دلیله غمم میگم میگه صبر کن یه سودی کردم میام بیرون همش فکر مه ولی من با تنفر نگاش میکنم میگم ده ساله جلو خانوادش حق مو نگرفت
بخدا همه ی خانوما ناراحتی دارن دلخوری دارن نشکلات دارن تو میتونی غصه هات بنویسی رو برگه بعد چند بار بخونشون باهاشون گریه کن بعد ریزش کن و از زندگیت بریزشون دور تو باید بتونی فراموش کنی همه ادما که خوب نیستن در ضمن هر کسی هم مشکلی داره از نظر اخلاقی همین تو شاید اگه از شوهرت بپرسن خیلی ازت گله و شکایت داشته باشه ولی اگه تو درکش کنی اونم تو شرایط تو رو درک میکنه