دیگه نمیخوام دل به حال کسی بسوزونم حتی شوهرم فقط پسرم . برا شوهرم دل میسوزونم میگم برادرت آدم نیست آخرش آدم بدمیشم خسته شدم از بس خوبی کردم خسته شدم اونی باشم که نمیخوام ،همش حرف شنیدم چرا هیچ کس هیچ وقت درکم نکرد فقط گفتن بخاطر رضای خدا سکوت کن و منم سکوت کردم و تمام بغضامو خوردم امروز لبریز شدم حرف دلمو میزنم آدم بدی هستم کاش یکم فکر سلامتی خودم بودم کاش بی خیال بشم کارم شده گریه دیوونه شدم شاید واقعا بدم