والا منم یه خواستگار اینجوری داشتم خداییش من از پسره خوشم اومد اونم خوشش اومده بود همش میگفت این کارو میکنیم در اینده فلان و ... فقط هی تو حرفاش میگفت من ۶ تا خواهر دارمااااا
بعد اومدیم تو جمع خواهره معلوم بود خوشش نیومده عوضی مثل میرغضب نگاه میکرد😤موقع رفتن مامانش هی میگفت جواب مارو کی میدین؟ فردا زنگ بزنم؟ اینا ولی خواهره همچنان😡
خلاصه رفتن و پیداشون نشد منم اولش ناراحت شدم بعد با خودم گفتمپسری که خواهرش براش تصمیم میگیره همون بهترکه نباشه اونم با اون خواهر افاده اییششش
الان خانواده شوهرم منو رو سر میزارن خیلی دوسم دارن همه جا ازم تعریف میکنن حسابی قدرمو میدونن البته منم خیلی عروس خوبیم ها🤭