من مناسبتی نشه نمیبینم سالی هم چند بار بعد شام میرم خونه مادرشوهرم اونم همینطور و خواهرشوهرم مرده البته واسه ما....جاریمم مث غریبه اس اصلا هیچوقت همو نمیبینیم تو مناسبتا هم شاید ...چون مزخرف بودن رابطمو باهاشون کم کردم این خواهرشوهرم بدتر از همه اس جاریمم با خواهرشوهرم قطع رابطس منو شوهرمم بلاکش کردیم کلا از زندگی
گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود_گاهي نميشود که نميشود که نميشود_گاهي بساط عيش خودش جور ميشود_گاهي دگر تهيه بدستور ميشود_گه جور ميشود خود آن بي مقدمه_گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود_گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است_گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود_گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست_گاهي تمام شهر گداي تو ميشود