امشب خونه مامانم بودیم الان مامانم متوجه شد نان نداریم ، بابامم حوصلش نشد بره نان بخره گفتیم اشکال نداره برادر زادم خونه ما بود فرستادیمش طبقه بالا از خونشون نان بگیره حالا رفته اومده فقط دو تا تکه اندازه کف دست داده از برادر زادم پرسیدم خودت نان برداشتی گفت نه مامان بعد ازش پرسیدم گفتم بازم نان داشتین گفت اره خیلیییییی بابام ناراحت شد بابام همین چند روز پیش سیصد میلیون کمک کرد به داداشم واسه خرید خونه ولی امشب به خاطر یک نانی
شاید عروستون فکر کرده بچه گفته نون میخوام برای خودش خواسته گشنشه,,, بخاطر همین کم داده بهتره قبل هر قضاوتی مستقیم از خودش بپرسید تا ناراحتی به بار نیاد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
این چه منطقیه خب باباش دلش خواسته بده خونشو پسرش بشینه به خواهرشوهر چه ربطی داره نمیفهمم این وسط
ربطش به خواهر شوهر نیست .به کل خانواده شوهرشه .به هرحال پدر شوهرش موظف نبوده به پسرش کمک کنه و با این حال داره میگه بابام کمکشون کرده . همین کارو نمیکرد اون عروس هر سال باید خونه زندگیشو از این خونه به خونه جابه جا میکرد . پس باید قدردانشون باشه . ادم صاحب خونش یه اجاره رو کمتر بگیره کلی تشکر میکنه ازش چه برسه که پولت بدن خونه دار باشی .