2777
2789
عنوان

مادرشوهر😐

| مشاهده متن کامل بحث + 864 بازدید | 62 پست
ن خدایی حسودی نمیکنم ولی انقدر بی ادبه حتی جواب سلام منم نمیده  مثلا رفته بود با شوهرش دعوا کر ...

من جاری ندارم ولی اکثرشون همینن بیخیال و بی توجه باش بهش خواهرشوهر من انقد حسود بود هرکاری من میکردم میکرد هی داداششو میکوبید تو سر شوهرش الان مدتیه رفت و امدمو کم کردم یکم ارامش دارم حالا باز پیگیره بهم میگه بیا چرا نمیای😐😐

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

شاید اون بیشتر از شما نیاز ب کمکش داره و از پس کاراش برنمیاد مادرشوهر خیلی خوبی داری عزیزم خدا برات ...

ن بخدا 

هی میشینه از اون تعریف میکنه اخه 

بعدم من باردارم و بچه کوچیک دارم و بدنم ضعیفه 

اون بچه نداره 

چیزیشم نیس خیلی هم سالمه 

بخدا همه کاراشو مادر شوهرم میکنه حتی سبزی پاک کردن 

یا لباس شستن 

تو پریودی ک اصلا دست ب سیاه و سفید نمیزنه 

تو حالت عادی هم میگه از گوشت و مرغ چندشم میشه و گوجه دستم میخاره 

رب و گوشت و مرغش رو مادر شوهرم درست میکنه 


نیخدا  اخه هر چی میگم مامانم هی میگه قدر بدون و....اعصابم خورد میشه والا انگار چیکار کردن&nbs ...

قدر بدون یعنی کاری نکن که باهات بد بشن..ولی از طرفیم زیاد خودمونی نشو که هوا برشون داره ..در حد معمولی خوب باش

تو چکار به جاریت داری مهم مادرشوهرته اونو بیخیال

خب ب اون بیشتر کمک میکنه با این ک شرایط من سخت تره 

تازه من ک فهمیدم باردارم گفتیم بیایم طبقه پایین خونتون بشینیم ب جا اون جاریم 

چون حق ماست بریم اونجا 

جاریم جیغ و داد کرده بود و پدر شوهرمم گفته بود خونه رو گل میگیرم نمیذارم بیاین اینجا

مادر شوهرمم گفته بود اون جاریم باشه بهتره و اونو بیشتر دوس داره

تو میگی چند روز بهت غذا نداد خب چرا برنگشتی خونه ی خودت

اولا من مجبور نيستم به شما جواب بدم دوما حرف منو توجه نكردي سوما نميزاشت برم الحمدلله فرجي حاصل شد بستري شد بچه ام خلاص شدم از دستش چهارما شما نميخواد خودتو براي اين چيزا ناراحت كني انشالله كسي جلوي سراهت قرار نگيره كه اذيتت كنه بعدم امثال شما بگن اغراقه كن دنبال مچ گيري و كارگاه بازي باش اينجوري خير زندگيت بيشتر ميشه

اره خدایی میدونم کار کرد کمکم نمیگم نکرد خیلی هم کمک کرد خداوکیلی ولی میگم برا جاریم بیشتر کرد  ...

به نظرم هیچوقت از هیچ کس توقع کمک نداشته باش اینطوری ناراحت نمیشی

 واقعا هم درست میگی تشکر زیادی هم خوب نیست

در مورد جاریت فکر کنم احتمالا یا خیلی آه و ناله میکرده زایمان اولشم بوده یا برادر شوهرت ازش خواسته اینم بیشتر کمک کرده

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم... 
ن بخدا  هی میشینه از اون تعریف میکنه اخه  بعدم من باردارم و بچه کوچیک دارم و بدنم ضعیفه& ...

مادرشوهر منم خودشو واسه جاریم ک اونم تو همین ساختمونه جر میده!

اوایل حرص میخوردم ولی الان اصلااااا ذره ای برام مهم نیست حتی نمیرم بالا بهشون سر بزنم دیگه خودش میاد سر میزنه و منم کاملا احترامش میکنم و عین ی مهمون رفتار میکنم و کاملا میفهمم بی تفاوتی من نسبت ب تماااام کاراشون چقدر حرصش میده

دنیا را بغل گرفتیم گفتندامن است...                                  هیچ کاری با ما ندارد                                            خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم                                       آبستن تمام دردهایش شده ایم...ツ
خب ب اون بیشتر کمک میکنه با این ک شرایط من سخت تره  تازه من ک فهمیدم باردارم گفتیم بیایم طبقه ...

احتمالا جاریت زبون بازه یعنی سرزبون داره درسته ودر مقابل شما کم حرف هستید وخیلی ساده برخورد میکنید میگم شاید اینجوره که میگید انقد هواشو دارن

این نیز بگذرد...                                   
من جاری ندارم ولی اکثرشون همینن بیخیال و بی توجه باش بهش خواهرشوهر من انقد حسود بود هرکاری من میکردم ...

منم رفت و امدمو کم کردم ولی خب جاریم همش دعوا درست میکنه برام خیلی پاچه پارس 

تا منو میبینه حالت تهوع ب خودش میگیره یعنی حالش از من بهم میخوره 

جواب سلام نمیده و هزار و ی کار دیگه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108