2777
2789
عنوان

مادرشوهر😐

| مشاهده متن کامل بحث + 864 بازدید | 62 پست

[QUOTE=108147665]بخدا گفتم حیفه تو این ساعت در مورد این موضوع مهم حرف نزنم[/QUOTEمال من اومده بود خونمون لباساشوا شوهرم اوردمن گذاشتم ماشین ،درآوردم شوهرم برد خونش،تازه انتظارداشت من براش پهن کنم،دیگه دیدم خیلی رو داره نکردم ای خدابویی از معرفت نبرده...از وقتی اومدنشسته بود،خودم غذاروپختم،،کشیدم چیدم....خانم خورد..بعدم شوهرم جمع کرد،دوباره شستم برداشتم....دیدم جلل الخالق...داره از جاش بلندمیشه ..نگو اب میخواست....آخ تااخرشب مردم ازکمردرد  

اللهم عجل لولیک الفرج،اللهم صلی علی فاطمه وابیهاوبعلها وبنیها وسرالمستودع فیهابعددمااحاط به علمک

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

اولا من مجبور نيستم به شما جواب بدم دوما حرف منو توجه نكردي سوما نميزاشت برم الحمدلله فرجي حاصل شد ب ...

برو بابا تو که جنبه انتقاد نداری بیخود تو یه جای عمومی حرف میزنی میخوای کسی راجبت قضاوت نکنه حرف نزن اون همه دروغ میگی انتظار داری کسی عکس العمل نشون نده

جاریم بچه نداره خودم باردارم

 وا دیگه چرا بهش کمک میکنه

بچه نداره بره کاراشو کنه دیگه

الان اینقدر جاریت رو مخه مادرشوهرت نیست

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم... 
برو بابا تو که جنبه انتقاد نداری بیخود تو یه جای عمومی حرف میزنی میخوای کسی راجبت قضاوت نکنه حرف نزن ...

برات متاسفم واقعا من براي اون خانوم نوشتم شماهم اينجوري فكر كن اصلا برام اهميت نداره😀اينقدرم زندگي برام ارزش نداره چه برسه مادرشوهر كه بخوام درموردش دروغ بگم شما برو خوش باش كه انتقاد كردي اروم شدي🖐🏻

دقیقا همینجوره

آره حدس میزدم چون با این جور آدما برخورد داشتم خوب میدونن چطور با زبون طرفشونو به راه بیارن منم مثل شما ساده ام اصلا اهل زبون بازی نیستم مامانم همیشه بهم میگه بلد نیستی سیاست نداری ولی من ترجیح میدم همینجوری ساده و یه رو باشم اینجوری راحتم واز خودم راضیم 

این نیز بگذرد...                                   
 وا دیگه چرا بهش کمک میکنه بچه نداره بره کاراشو کنه دیگه الان اینقدر جاریت رو مخه مادرشوهرت ن ...

دقیقا دیگه 

منم حرصم همینه 

باورت میشه پریود ک میشه یه هفته کامل مادر شوهرم کاراشو میکنه؟دست ب سیاه و سفیدم نمیزنه

حتی مادر شوهرم میبرتش حموم همیشه میشورتش

آره حدس میزدم چون با این جور آدما برخورد داشتم خوب میدونن چطور با زبون طرفشونو به راه بیارن منم مثل ...

دقیقا منم ساده بودنم رو دوس دارم 

ب نظرم خیلی بهتره

نه!!!!

مادر شوهر من هرررر روز ميومد بچمو از خواب كه بيدار ميكرد هيچي بعدم يه بچه بدخواب نق نقو مينداخت رو دستم

دست به سياه و سفيد نميزد مثل مهمان حتي ميگفت برام اب بيار، مثلا ميگفت پيش بنده بچه كثيفه عوضش كن صدبارم ميگفت نميكرد خودش عوض كنه حالا مثلا به اندازه چهار قطره شير روش بود  

عصر از چهار و پنج ميومد تا يك و دو شب 

بيچارم كرد 

اوووف دوباره يادم اومد اون روزا

خدا ازش نگذره بخاطر اذيتاي عمديش

مادر شوهر من ۳ ساله بچم به دنیا اومده باهام قهره فقط همون روز زایمانم به اسرار شوهرم اومد بیمارستان ...

وای چ بد 

ن من مادر شوهرم پوشک بچمم عوض میکنه 😐

من بخاطر جاریم لجم میگیره فقط

من با مادرشوهرم توی یه ساختمون هستم.

دوتا بچه شیر به شیر دارم.

دوتا بارداری دوتا زایمان الانم دوتا بچه پشت هم.

مادرشوهرم حتی ناهار دعوتم نمیکنه که یه روز لااقل آشپزی نکنم.

چپ و راست هم باید بهش محبت کنیم.

باور کن تو این چندسال هیییییییچ محبتی نکرده بهم عوضش فقط تو زندگیم دخالت کرده و شوهرم رو خسته کرده.

خدا ازش نگذره.من که ازش متنفرم.

من یک نامادری هستم.نامادری ها مادرانی هستند که به اندازه یک مادر و حتی بیشتر انرژی صرف میکنند اما هرگز به اندازه یک مادر ستایش نمیشوند.نه تنها ستایش نمیشوند که حتی گاهی ...اما خدایی دارم که قدردان من است...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108