من با مادرشوهرم توی یه ساختمون هستم.
دوتا بچه شیر به شیر دارم.
دوتا بارداری دوتا زایمان الانم دوتا بچه پشت هم.
مادرشوهرم حتی ناهار دعوتم نمیکنه که یه روز لااقل آشپزی نکنم.
چپ و راست هم باید بهش محبت کنیم.
باور کن تو این چندسال هیییییییچ محبتی نکرده بهم عوضش فقط تو زندگیم دخالت کرده و شوهرم رو خسته کرده.
خدا ازش نگذره.من که ازش متنفرم.