نه عزیزم
نه میتونی حدس بزنی
نه میتونم بگم
موضوع رابطه قبلی نیست
توی لفافه میگم
من مریضی دارم که شاید نتونم رابطه کامل جنسی برقرار بکنم
این مریضی باعث میشه بچه دار شدنم به شدت تحت تاثیر باشه(مشکلات هرمونی)
هرچی سنم بالاتر بره به صورت طبیعی همه این مشکل براشون پیش میاد من ده سال زودتر اومده
الانم به خاطر مشکلات کاری و اینده ای که برای خودم فرض کرده بودم که شکست
دیگه شرایط ازدواج ندارم تا ده سال دیگه(چراش رو نپرس که نمیتونم بگم)
ده سال دیگم یعنی دور بچه، و رابطه جنسی خط بکش؟ کسی هست با این شرایط بامن باشه؟
حالا گیریم باشه
ده سال دیگه به اضافه سال های قبلی تنهایی رو تحمل بکنم؟
دوباره از صفر شروع بکنم به ساختن تازه اگر ده سال دیگه بشه؟
قبول کنید سخته
هر ادمی یه دل خوشی میخواد
یه لذتی از این زندگی لعنتی میخواد
من تنها لذتم عشقم بود که دوستش داشتم، گفتم به خاطر اون نیست که خودم رو میکشم
اون تنها امیدم و لذتم از زندگی بود که رفت و همونم ازم گرفت
از دستش ناراحت نیستم و ارزوی خوش بختی دارم براش
خیلی خیلی خیلی
چون تنها لذت زندگیم بود، تنها حس دوست داشتنیم، تنها چیزی که شب تا صب نشستیم بهش فکر کردم
چرا باید ازش ناراحت باشم؟ خب نخواستم عشقم یه طرفه بود تقصیر اون چیه
لااقل چند وقتی دلم رو شاد کرد