توی دورانی که مشاوره میدم ،وقتی افرادی میان پیش من ،وقتی روی صندلی میشنن و از خیانت همسراشون توی یه جایی از زندگیشون میگن
،،،درست همون جاهایی که عالی ترین بخش زندگیه ،درست همون جاهایی که حال دلشون الکی خوشه درست همون لحظه که ...قهوه ام سرد شده من دیگه دوست ندارم لب بزنم بهش ،،،همون لحظه ازش میپرسم آیا وقتی مجرد بودی با مرد متاهلی دوست بودی؟؟؟ایا وقتی مجرد بودی با زن متاهلی دوست بودی ،،،،درست همون لحظه سرش و میندازه پایین ...و من اون قهوه سرد شده رو مینوشم تا تلخیش و حس کنم و من هم سرم رو پایین میندازم،،،
اینجا حرفم با همه بانوان و آقایون سرزمینم ،،،توی زندگی مشترک کسی وارد نشید ،،،زندگی کردن رو از هم ندزدید،،،برای خودتون انسانیتتون و وجودتون ارزش بذارید ،و بدونید روزی میرسه که همه جواب رفتارهای زشت و زیباشون رو میبینند ،،،از صمیم قلبم برای تک تکتون آرزوی خوشبختی میکنم ،دلم میخواد دل تک تک شماهایی که نمیشناسم شاد باشه ....
(لازم به ذکر که فقط یه دلنوشته هست و کسی از دوستانی که مورد خیانت قرار گرفته به خودش نگیره که من با فرد متاهل نبودم پس چرا اینجور شد )