با خانواده شوهرم یکساله قطع ارتباطم دیشب مامانش اش نذری اقوامشون داده بود شوهرم بیاره خونه منم دعوا بپا کردم برا چی برا من آوردی ازشون متنفرم اونم گفت میخوای منو از خانوادم بکنی گ و ه ننه وبابام باهات عوض نمیکنم منم گفتم به همچنین درصورتی که آزادش گذاشتم که هر چقد خواست بره وبیاد
👈خنده تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیس گاهی شکستن دلی کمتر از آدمکشی نیست👉
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
حتی مهمونی هم که باشه بهش میگم برو بعضیاش رو میره بعضیاش رو نمیره حتی وقتی مامانش زنگ میزنه میگم چی میگفت بهم نمیگه میگه مگه من بامامانت حرف میزنی میگم چی میگه اما من بیشتر حرفها رو بهش میگم
👈خنده تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیس گاهی شکستن دلی کمتر از آدمکشی نیست👉
خب که چی.اولا که نذری حرمت داره دوما نمیخوردی خب دعوات چی بود.آزادش گذاشتی بعد واسش تعیین تکلیف میکنی؟باخودت چند چندی؟منم از خانواده ی شوهرم دلخورم و پیش شوهرم گله میکنم اما این کارای تو دیگه خیلی داغونه
دوست عزیز کامنت بنده در یه تاپیک صرفا برای اظهار نظر برای صاحب تاپیکه لطفا افراد دیگه رپلای نکنید.با تشکر