2777
2789
عنوان

ماجرای امشب

304 بازدید | 31 پست

امشب خواب بودیم یهو شوهرم از خواب پرید وارضا شد

اولین باره همچین اتفاقی میافته براش گفتم خواب دیدی ؟گفت نه

اما توروزعکس زنای لخت زیاد میبینه 

حسابی اعصابم خراب شد،حالا تریپ سرسنگینی برداشتم بنظرتون چیکار کنم

دیشب یا امشب. مساله این است

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

توی مردا این یه چیز عادیه.دست خودش نیست که...تو خواب بوده.حتما خواب دیده.

محمود دولت آبادی در کتاب کلیدر میگه : در من چیزی کم بود و در زندگانی هم چیزی کج بود ؛ میان ما و زندگانی چیزی گنگ بود ؛ ما دیر آمدیم یا زود ، هر چه بود ، به موقع نیامدیم ؛ گذشت و بهتر که میگذرد....

دیشب یا امشب. مساله این است

کوفت نگیری😁🤣😂🤣😄😁😁🤣🤣

صبورم؛خدا الان داره تکه های پازلم رو کنار هم میچینه!بزودی خواسته ام توی دستامه🙃 کم مونده تو کوچه ماهم عروسی بشه♡ مطمئنم.نمیدونم از روزی که خط های بالا رو نوشتم چند روز و ماه و سال گذشته فقط خواستم بگم تو کوچه ماهم عروسی شد🙃💃🏻مرسی خدا خوش اومدی دونه انارم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2840
2834
2835
2108