2789
عنوان

بچه دوم

343 بازدید | 18 پست

خانوما من بچه دومم چند روز به دنیا اومده هنوز بهش عادت نکردم انگار مهمونه خیلی دوسش دارم اما هنوز اون حسی که به اولی دارم به این ندارم شوهرم خیلی دوسش داره ونسبت بهش احساس مسئولیت داره اما من انگار غریبس تو جمعمون البته مامانم اینا اومدن پیشم ممکن چون اونا مهمونن فکر می‌کنم اینم مهمونه نمیدونم یه حسی دارم. کسی مشکل من وداشته؟؟یعنی میتونم باور کنم دیگه دوتا بچه دارم

خنده های عصبی بین گریه خوده خوده مرگه کاش این روح شبی جسم مرا ترک کند🥀

حست عجیب نیس

به مرور عادت میکنی

بوسش کن

تماس پوستی بگیر

لختش کن با پوشک البته

خودت بلوز نپوش 

لخت بذار رو پوست تنت 

رو سینه یا شکم

بخصوص موقع شیر دادن

ببوسم خاک پاک جمکران را...تجلی خانه پیغمبران را...خبر آمد خبری در راه است... سرخوش آن دل که از آن اگاه است... شاید این جمعه بیاید شاید...پرده از چهره گشاید شاید...

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


نه ماه بچه تو شکمت بوده، ینی تا الان عادت نکردی بهش؟

هنوز فکر می‌کنم اونجاست به بچه تو شکمم خیلی بیشتر عادت دارم اصلا انگار هنوز تو شکممه

خنده های عصبی بین گریه خوده خوده مرگه کاش این روح شبی جسم مرا ترک کند🥀

یعنی چی مهمونه ۹ماه باهات بوده. فک کنم افسردگی بعد زایمان گرفتی

خودمم از افسردگی میترسم😭

خنده های عصبی بین گریه خوده خوده مرگه کاش این روح شبی جسم مرا ترک کند🥀

اولا مبارکه باشه قدم نورسیده گلم انشالله کم کم که شیربخوره عشق مادرانه ت برمیگرده 

خانما برا خانه دارشدنم صلوات مرسی🌹اگه دلت برادست خط بچگیت تنگ شدبادست مخالفت بنویس🌹چقدرسخت تنگ ماهی بودن بشکنی قاتلی نشکنی زندانبان🌹  
هنوز فکر می‌کنم اونجاست به بچه تو شکمم خیلی بیشتر عادت دارم اصلا انگار هنوز تو شکممه

فک کنم خونت شلوغه بخاطره اونه

باهاش خلوت کن ، نازش کن.حرف بزن باهاش .خوش امدگویی کن

کم کم باورت میشه که ۴ نفر شدین

لعنتی باهردینی حساب میکنم میبینم بازم میرم جهنم😞
منم اینجوری بودم ولی الان دلم براش ضعف میره بسکه عاشقشم

منم خیلی زیاد دوسش دارم خیلیم مظلوم و کوچولو خیلی بهش میرسم اما خب یه جوری هنوز بهش عادت نکردم،،،شاید چون زایمان خیلی سختی داشتم از طرفی استرس زیادی تحمل کردم

خنده های عصبی بین گریه خوده خوده مرگه کاش این روح شبی جسم مرا ترک کند🥀

فک کنم خونت شلوغه بخاطره اونه باهاش خلوت کن ، نازش کن.حرف بزن باهاش .خوش امدگویی کن کم کم باورت می ...

دقیقا خونه شلوغ شده استرسم زیاده دخترم میخاد بره پیش دبستانی همش دنباله کارایه اونم وضعیت جسمی خودمم خوب نیست اصلا وقت نکردم باهاش خلوت کنم همش میگم کی بشه هیچکس خونمون نباش دخترمم مدرسه بره دو ساعت باهاش تنها باشم که باورم بشه بهمون اضافه شده

خنده های عصبی بین گریه خوده خوده مرگه کاش این روح شبی جسم مرا ترک کند🥀

منم خیلی زیاد دوسش دارم خیلیم مظلوم و کوچولو خیلی بهش میرسم اما خب یه جوری هنوز بهش عادت نکردم،،،شای ...

اخىىى عزيزم اسمشو چى گذاشتين؟

از وقتي با نى نى سايت آشناشدم يادم نميام از ٢شب زودترخوابيده باشم 🥴🤕

منم دومی رو باردار شدم هیچ حسی نداشتم انقدرم پیاده روی رفتم تا سقط شد...الان موندم که بچه دوم رو میتونم دوست داشته باشم یا نه ولی از همه دوستام دیدم که دومی رو از اولیم بیشتر دوست دارن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز