خانوما من بچه دومم چند روز به دنیا اومده هنوز بهش عادت نکردم انگار مهمونه خیلی دوسش دارم اما هنوز اون حسی که به اولی دارم به این ندارم شوهرم خیلی دوسش داره ونسبت بهش احساس مسئولیت داره اما من انگار غریبس تو جمعمون البته مامانم اینا اومدن پیشم ممکن چون اونا مهمونن فکر میکنم اینم مهمونه نمیدونم یه حسی دارم. کسی مشکل من وداشته؟؟یعنی میتونم باور کنم دیگه دوتا بچه دارم
خنده های عصبی بین گریه خوده خوده مرگه کاش این روح شبی جسم مرا ترک کند🥀
ببوسم خاک پاک جمکران را...تجلی خانه پیغمبران را...خبر آمد خبری در راه است... سرخوش آن دل که از آن اگاه است... شاید این جمعه بیاید شاید...پرده از چهره گشاید شاید...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم اینجوری بودم ولی الان دلم براش ضعف میره بسکه عاشقشم
منم خیلی زیاد دوسش دارم خیلیم مظلوم و کوچولو خیلی بهش میرسم اما خب یه جوری هنوز بهش عادت نکردم،،،شاید چون زایمان خیلی سختی داشتم از طرفی استرس زیادی تحمل کردم
خنده های عصبی بین گریه خوده خوده مرگه کاش این روح شبی جسم مرا ترک کند🥀
منم دومی رو باردار شدم هیچ حسی نداشتم انقدرم پیاده روی رفتم تا سقط شد...الان موندم که بچه دوم رو میتونم دوست داشته باشم یا نه ولی از همه دوستام دیدم که دومی رو از اولیم بیشتر دوست دارن