شوهرم دادش بزرگس وتا دادش کوچکتر داره اخری خیلی پرو ولوسه از روزی که مانامزد کردیم مدام تیکه مینداخته وسعی میکنه منو وشوهرم رو صایع وخراب کنه الان ده سال عروس شونم همیشه همین متوال بوده هرچه شوهرم تو روش وایمیسته این از رو نمیره مثلا میگه ماشین شما فقط پوستش مثل ماشین منه ویا اول ازدواج ما مجبورشدیم یخچال دست دوم بگیریم به من طعنه میزد من یخچال ۵در برا زنم میگیرم یا یه روز رفته بودم خونهی پدر شوهرم نامزد بودیم من تو اتاق بودم پدرشوهرم گفت فلانی کجاست اون دراومد گفت نرفته این خورده کنگر انداخته لنگر اینا که گفتم یه گوشه از حرفاشه ..
من وشوهرم اتیش گرفتیم شوهرم وایستاد دعواش کردن واینکه شوهرم از دست زنش هم که خیلی بی ادب ناراحت بود وبه اونم چیز گفت مثلا اینکه شما بادمجون دور قاب چینینن وبه طمع پوله دور مادرم هستین (چون داداشا میگن ما شهم خاصی از ارث پدر شوهرم نداریم پدر شوهرم ۶ماه بهرحمت خدا رفته واین پسر کوچیکه میگه خونهی شهر مادر م برا منه واز این حرف ها کلا یه هزاری هم به ما کمک نکردن تا به امروز) وکوهی اومده دهی رودر کنه واز این حرفها اونم گفت زن من عالیه زن توهیچی نیست زن تو بی سواد زن من دکتره وپولداره
همیشه به نهو احسنت ازشون پزیرای کردم واحترامشون رو گداشتم چقدر برای ازداج شون تلاش کردم ودوق کردم خصوصا این داداش کوچیکه درصورتی که خودمم ازش کوچکترم تا حالا یه حرف بی ادبانه بهش نزدم