خانوما شوهرم واقعا ادم خوبیه وقتی خونس و دوتایی هستیم خیلی هوامو داره و بهم توجه میکنه قربون صدقم میره ...ولی بعضی جاها مثلا میریم روستا خونه پدرشوهرم اینا منو یادش میره و زیاد بهم توجه نمیکنه الانم رفته روستا انگور بچینه بهش زنگ زدم ببینم کجاست و چیکار میکنه خیلی سرد حرف زد فک کنم دورش شلوغ بود ولی خب نمیتونست بره یکم اونطرف تر باهام راحت حرف بزنه و حال منو بچشو بپرسه؟😢
ببین خیلی از مردهارو من دیدم اینکه بخوان جلوی بقیه به زنشون توجه نشون بدن به غیرتشون بر میخوره واقع ...
اره شوهرمنم اینجوریه😁توخلوتمون خیلی خوبه اماتوجمع انگار یه ادم دیگس،البته نه که اصلا محل نده اماخب عین خلوتمونم نیس،بنظرم استارترم حساس شده نمیشه که اصلا محل نده
بعضی از خانواده های قدیمی اینکه پسر رفتار محبت امیز با زنش داشته باشه یا قربون صدقه بچه ش بره ...
دیشب خونه پدرشوهرمو دعوت کردم سر سفره شوهرم به پسر کوچیکنون که ۲ سالشه غدا میداد مادرش چند بار گفت بچه زوبفرس پیش مادرش یعنی من..خودت غذا تو بخور ...زنیکه بی عقل انگار بچه اون نیست.
نامزدسابق منم چهارمحالی بود اونم خیلی دوستم داشت وبهم توجه میکردپیش همه ولی سرکارش که زنگ میزدم عادی صحبت میکردمیگفت مردهای اینجاوهمکارهام آدمودست میندازن
دیشب خونه پدرشوهرمو دعوت کردم سر سفره شوهرم به پسر کوچیکنون که ۲ سالشه غدا میداد مادرش چند بار گفت ب ...
اینا از بی اگاهی وبی فرهنگیه،ب دل نگیر،همینکه شوهرت خودش اینکاروبرات انجام میده خودش خوبه،توام تشویقش کن بگو مثلا اینکارت خیلی خوبه ورابطت رو بابچه بهترمیکنه بذارادامه بده ب کاراش
دیشب خونه پدرشوهرمو دعوت کردم سر سفره شوهرم به پسر کوچیکنون که ۲ سالشه غدا میداد مادرش چند بار گفت ب ...
ادم اینجور وقتا پررو باشه بگه بچه رو لز خونه بابام که نیاوردم!
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "