2777
2789
عنوان

قهر شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 801 بازدید | 46 پست
براش غذا درست میکردم نمیومد بخوره  واسه خودش جدا غذا درس می‌کرد  از اونروزی هم کهرفتم من ...

سلام عزیزم.شوهرمن الان یه ماه غذا نمیخوره خل شده .خودش درست میکنه .تو چه کردی؟

سلام عزیزم.شوهرمن الان یه ماه غذا نمیخوره خل شده .خودش درست میکنه .تو چه کردی؟

هیچی الان شده یک ماه 

مشاوره رفتیم در نهایت آخرین بار تو مشاوره گفت نمیخوامش طلاقش میدم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

هیچی الان شده یک ماه  مشاوره رفتیم در نهایت آخرین بار تو مشاوره گفت نمیخوامش طلاقش میدم

مال منم عزیزم.

تازه دادخواست طلاق داده.

منم برا نفقه و ....درخواست کردم .یکم رفتارا عقب نشینی داره.

مال منم عزیزم. تازه دادخواست طلاق داده. منم برا نفقه و ....درخواست کردم .یکم رفتارا عقب نشینی داره ...

مال من با یه دختری در ارتباط بود و هست اما اون دلیل اصلیش نیست دلیل اصلی اعتیادشه که تعادل نداره اون خانومم شده ابزار سرعتش.

مال تو حرف حسابش چیه

مال منم عزیزم. تازه دادخواست طلاق داده. منم برا نفقه و ....درخواست کردم .یکم رفتارا عقب نشینی داره ...

شاید ها شاید 

اگر روز مشاوره گفت طلاق میدم .

سه ماه پاچه خواری و محبت و نمیکردم .تصور اینکه هرگز طلاق نمیخوام بهش داده بودم‌،اون پاش رو بیشتر رو گاز نمیزاشت .مردها فرق میکنن با زنها از منت کشی بدشون میاد.

شاید در ابتدا میگفتم‌

 میگفتم مهرمو حقمو بده فردا برم .یا بدون اینکه بفهمه درخوایت همه چی کردم شکی میشد براش‌که واقعا داره باخت مالی میده و اینو حس میکرد عاقلانه تر تصمیم میگرفت

ای


شاید ها شاید  اگر روز مشاوره گفت طلاق میدم . سه ماه پاچه خواری و محبت و نمیکردم .تصور اینکه ه ...

برم دادخواست مهریه بدم به نظرت ؟ 

یا صبر کنم ببینم چی میشه ؟ 

چند وقته ازدواج کردی ؟

برم دادخواست مهریه بدم به نظرت ؟  یا صبر کنم ببینم چی میشه ؟  چند وقته ازدواج کردی ؟

پنج سال بودم 

یک سال و نیمه.

نمیدونم عشقم اما تجربه من بله هست.من فوق لیسانسم خرجی هم نمیگرفتم از وقتی در خواست یکساله نفقه دادم و درخواست مهریه 

بهشم چیزی نگفتم پیامکشو دید قاطی بود 

اما خیلی رفتارش عوض شده 

چون شاید تصور این رو داده بودم بهش که به هر قیمتی پای زندگیم وایمیسم و عالم وادم به پاش افتادن ،جریح میشد و مصمم.


اما وقتی اقدام کردم 

شاید این تصور رو دادم که تو نخوای من مجبورت نمیکنم و حق و حقوقم رو بده ،تویی که الان بدهکاری و تا این لحظه نمیتونی پرتم کنی،میدونه فعلا براش مقدور نیست مثل بدهکاریه که نداره دیگه دادو بیداد و ابروریزی نمیکنه .

شتید باورت نشه من خرجی نمیگرفتم و نمیگفت 

حالا ماهیانه ۳۰۰ ۴۰۰ از مهالاته میریزه و میاد خونه و حداقل در هفته ۳ روز خندونه


تو خودت زندگیتو بهتر میشناسی 

نمی‌دونم بخدا چش شده 

سیگار میکشه؟

چی از رفتار تو رو بهونه کرده؟


شوهرم به دروغ انقدر پشت من خالی بسته تا دیگران که منعش میکنن رو قانع کنه که زنش ایراد داره و بگن کار خوبی میکنی حقشه

سیگار میکشه؟ چی از رفتار تو رو بهونه کرده؟ شوهرم به دروغ انقدر پشت من خالی بسته تا دیگران که من ...

نه سیگاری نیست 

اهل هیچی نیست 

اما خودسر و لجبازه 

تو زندگی خیلی تلاش کردم اونم مثل خودم کنم 

ازدواج ما از اول اشتباه بود 

اون سیکل بود و من مهندسی داشتم ، کار و درآمدم خیلی خوب بود کمکش کردم درس خوند براش کار پیدا مردم 

خونه خریدم اما قسطشو با کمک هم دادیم 

از وقتی ماشین خریدیم یابو برش داشته که واسه خودش کسیه 

سال اول دوم زندگیمون همین مدلی بود تا یاد گرفت قهر نکنه 

خیلی مراقبش بودم که یوقت خطایی ازش سر نزنه همه جوره هواشو داشتم 

دعوا و بحث زیاد داشتیم اما همیشه حل می‌شد 

الان دیگه تو بوق و کرنا کرده از دعواهامون خسته ام 

میگه دلیل خاصی ندارم اما دیگه دوستت ندارم 

نه سیگاری نیست  اهل هیچی نیست  اما خودسر و لجبازه  تو زندگی خیلی تلاش کردم اونم مث ...

وای عزیزم شوهر من دیپلم.من کارفرما بودم وضعمم خوبه .منم تشویقش کردم دانشگاه بره تا صبح برا درسش بیدار موندم.اونم میگه طلاق همش دعوا داریم .


عزیزم اینکه خواستی اونو مثل خودت کنی .نشعت گرفته از منیت توس ،که بخوای علایق و ....یک انسان رو در نطر نگیری یک سره تلاش کنی مثل تو 

بشه 

شاید منطورت اینکه تلاش کردم اون هم مثل من پیشرفت کنه .



میدونی من اشتباهم این بود که دایم تلاش کردم بندازم تو خط دانشگاه 

اول‌سال زندگی باید فقط تو خط تفریح میبودیم

تو خط عشق و حال نه قسط و تنگنا 

مردا کیفیت زندگی براشون مهمه 

بس که نزاشتم حال کنیم سفر بریم مهمونی بگیریم بریز و پاش کنیم 

به جای دانشگاه سر از جاجرود و خارج در بیاریم 

همش فک کردم اینده رو تضمین کنم 

الان حال رو هم از دست دادم

 دانشگاه دیر نمیشد من خودم تو ۲۹ سالگی رفتم حالا میخواستیم پولدار شیم دوسال دیرتر 


من حتی عروسی و سرویس نگرفتم برا خرید خونه .

اما اینده نگری من استرس من برنامه من خط مشی و منگنه من 

منیت من اجازه ندادخودش باشه و از ازدواجش لذت ببره 



وای عزیزم شوهر من دیپلم.من کارفرما بودم وضعمم خوبه .منم تشویقش کردم دانشگاه بره تا صبح برا درسش بیدا ...

شرایطمون انگار خیلی شبیهه 

شوهر منم میگه خسته ام از زندگی با تو 

اما من در کنار خط مشی و برنامه ریزی هام تفریحاتم و مسافرتهای داخل و خارج از کشورمم بود این نبود که خیلی تو تنگنا باشیم 

الانم واقعا موندم چه کنم 

یک ماهی میشه سر خونه و زندگیمون نبودم اونم هر وقت می‌خواد شبا میزنه بیرون و نصفه شب هم برمیگرده 

اگه دادخواست مهریه بدم دیگه زندگی ارزشی نداره و برگشتش مهم نیست برام 

به نظرت برگردم خونم ؟ 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز