آره خیلی زندگیمون شبیه ،حس میکردم منم فقط اینطور مظلوم واقع شدم.خوب که تفریح کردی عالیه.
تجربم میگه
شوهرامون بیانگیزه شدن.دلسرد شدن.
ماهیت مرد فداکاری مالیه و دوندگیه .ماهیت زن فداکاری احساسی.
انگیزه ای برای این فدا کاری ندارن.
من دوماه برخلاف قبل میگم کار خونه با زن هست کار بیرون با مرد.(بر خلاف اعتقادم)
تمام هزینه ها بعلاوه خرجی شخصی من با تو هست .
من هر چی سرمایه دارم و بدست میارم به لحاط قانونی و احکام و دین و شرع
شوهر خق دخالت و چکشونو ندارم که چه بکنم باهاشون چه ببخشم.
هرگز نمیخوام وارد زندگی مشترک بکنم.اما وظیفه و کار منزلم رو تخم چشمم.
حقوق میگیره
لیست خرید یکماهه میدم خودش بره بخره بیاره (حس میکنم انگیزه داره فکرش مشعول زندگی میشه مثلا دیالوگ ایجاد میشه که میدونی همین یک تیکه زنجبیل چقدر شد این سلفونا خیلی کمه برم از بازار خوبشو بخرم .....افکارش مشعول خرید سلفون بعدی و...هست)
خرجی شخصی خودمم میگم مثلا با توجه به درامدش فعلا ماهیانهدایکس تومن بده برای خودم قانش کردم شامپو نرم کننده کرم کرایه تاکسی خوراک بیرون بهم بده
الان دیالوگ داریم که ( الان پولدکاپشنتو ندارم بدم ماه بعد شرمندس که نگرفته انگیزه داره برای کار و فعالیت )
مثلا میگم ازمایش ادار باید بدم میگه هزینش چقدره (قبلا نمیگفتم میگفتم بابا ۲۰ تومن پولی نیست خودم میدم چه کاریه هی در جریان بزارمش)
الان متوجه شدم انگیزه داره وقت خالی نداره که بخواد به این فک کنه که ای بابا انقدر همه چی ردیفه اینه زندگی چه بیمفهوم اصلا نمیخوام
زنمم که هی میگه پله رو برو بالا که چی آخه چون ارضا نمیشه