اول بگم من از طلاق خیلی میترسم جراتشو ندارم میترسم بعدش پشیمون شم و کاری نشه کرد
تا حالا چندین بار رفتم قهر واقعامیخواستم طلاق بگیرم ولی بعد دو هفته دوباره پشیمون شدم و گفتم به هر قیمتی زندگی میکنم
وقتی بر میگردم نمیتونم حوصله ندارم بخدا دیگه اعصابم نمیکشه
فوق لیساسم و یه شغل معمولی دارم
شوهرم وضع مالیش خوبه خونه میلیاردی داره و کارشم خوبه از نظر مالی هیچ مشکلی نداریم
فقط همش احساس میکنم عقلش کمه خیلی سادست خیلی رو مخه دیونم کرده تحملشو ندارم
لجبازه حرف حرفه خودشه ت تصمیمات زندگی من و اصلا ادم حساب نمیکنه کار خودشو میکنه
دارم منفجر میشم
نه میتونم جدا شم نه میتونم بسازم کاش بمیرم راحت شم
زندگیم پر از استرسه