2777
2789
عنوان

بیایید یه دیقه

96 بازدید | 15 پست

داستان من خیلی طولانیه ولی خلاصه میگم

دیشب داشتم با دوست پسرم برمیگشتیم خونه تو ماشین بودیم ...یه دفعه یادم افتاد 5ش هفته پیش رفته بود تولد پسر خالش (تولد خانوادگی بوده )گفتم گوشیتو بده عکسای تولد رو ببینم

بعد گفت نه بزار برسیم الان نمیشه دارم رانندگی میکنم بعد من خودم گوشیشو برداشتم گفتم به تو کاری ندارم که خودم میبینم ..اثر انگشت من رو گوشیش هست تا باز کردم از دستم گرفت گوشیشو

بعد گفت نه یه عکسی دارم نمیخوام ببینی ..عکس از اونجام گرفته بودم جوش زده بود

گفتم من خوب به اون کاری ندارم نگاه نمیکنم

خلاصه گوشیشو سفت چسبیده بود که نمیدم بت

بعد منم گفتم اینجوری میکنی بدتر بت شک میکنم یعنی چی این رفتار

گفت باشه بیا ببین ولی داشتم واس علی(دوستش) دوست دختر پیدا میکردم  اون عکس هم به علی دادم 

من گوشیشو گرفتم نگاه کردم اصلا عکس کسی نبود توش ..ولی نمیدونم چرا عرق کرده بود

حتی اون دختری هم که میگفت چتشو با دوستش نشون داد که به اون فرستاده عکس دختررو که با حجابم بود نوشته به هم میایید

بیایید دنیارو به جای بهتری تبدیل کنیم  

بعد بهش میگم خوب این که چیزی نیست چرا اینجوری استرس داری عرق کردی میگه اخه ابروی دوستمو میبری

دوستش با یکی از دوستای من دوسته الان اخه ..میگه از اون خوشش نمیاد میخواد با یکی دیگه دوست شه نمیخواست تو بدونی

نمیدونم باور کنم یا نه

احساس میکنم یه چیز دیگه تو گوشیش بوده که من ندیدم

بیایید دنیارو به جای بهتری تبدیل کنیم  

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وقتی چیزی ندیدی الکی ذهنتو درگیر نکن

یه زمان خیلی از رنگ عوض کردن آدما غصه می‌خوردم  ولی امروز فقط بهشون می‌خندم. دیدم که پول فایده نداشت، شهرت کافی نبود، دیدم موفقیت‌های پر‌سر و صدا هم عمری داره و فقط شخصیتته که می‌مونه برات.  می‌خندم به تصورات خودم، که هربار از نگاه من چقدر اون آدمها بزرگ‌ به نظر می‌رسیدن و تهش مثل یک حباب به اشاره ای از روزگار، تموم!

چی بگیم والا 

عکس..😆🤣

باید دقیق میگشتی خو گالری رو کامل گشتی؟

 هیچ‌کس‌نفهمیدِ...                                     که‌خداوندهمِ تـــــنـهاییـش‌رافریادزدِ ...                 _قُل‌هُوَاللّهُ‌اَحَدِ⁦⁦♥️⁩
نه سرسری نگاه کردم

اگه ادم مورد اعتمادیه بیخیال زیاد ذهنتو درگیر این مسائل نکن این فکرا فقط رابطه رو نابود میکنه

 هیچ‌کس‌نفهمیدِ...                                     که‌خداوندهمِ تـــــنـهاییـش‌رافریادزدِ ...                 _قُل‌هُوَاللّهُ‌اَحَدِ⁦⁦♥️⁩
اگه ادم مورد اعتمادیه بیخیال زیاد ذهنتو درگیر این مسائل نکن این فکرا فقط رابطه رو نابود میکنه


شبش از گالریش عکس داد ترتیبش همون بود فکر کنم

واسم فقط عجیب بود چرا انقدر عرق کرد ..پیشونیش خیس شده بود

بیایید دنیارو به جای بهتری تبدیل کنیم  
شبش از گالریش عکس داد ترتیبش همون بود فکر کنم واسم فقط عجیب بود چرا انقدر عرق کرد ..پیشونیش خیس شده ...

احتمالا بخاطر همون عکسه که دوستش داده 

 هیچ‌کس‌نفهمیدِ...                                     که‌خداوندهمِ تـــــنـهاییـش‌رافریادزدِ ...                 _قُل‌هُوَاللّهُ‌اَحَدِ⁦⁦♥️⁩
به نظر من چیز دیگه ای بوده وگرنه اگه فقط این بود خوب مدک داست که چی نوشته دیگه چرا باید بترسه  ...


به نظرم ترسید که من برم به دوستم بگم ..همش میگه ابروی دوست منو بردی

بیایید دنیارو به جای بهتری تبدیل کنیم  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز