نه امشب تنهام ما یک ماه ک اسباب کشی کردیم هر شب یا یخچال بازه یا صداهای میاد ک بخدا قسم انگار ی آدم داره یکاری انجام میده
پسرمم همینطور ناخدا گاه درب و قفل میزنه میگم چیشده جواب نمیده امشب تنها بودم نخواستم بخوابم ک دم اذان خواب رفتم دیگه
حالا هرچی هست میخواد از راه رفتار و گفتار خودمون همو نابود کنیم
منو شوهرم مثل موش و گربه افتادیم بهم خودمونم تعجب میکنیم
هر وقت از خواب بلند میشم همه جام کبوده درد میکنه خیلی