امروز شوهرم ی چیزایی بهم گفت ک دلم شکست حالا نمیدونم چیکار کنم بهم گفت نه کارمندی نه قیافه داری نه اخلاق داری نه میتونی بچه دار شی به چه امیدی باهات زندگی میکنم
دلم میخاد از این زندگی برم بیرون تا اینهمه تحقیر نشم اما از آیندم میترسم
واقعا خیلی سخته آخه از لحاظ خانوادگی خداییش من سرترم ولی با این حرفاش واقعا احساس میکنم خیلی کمم
پس به نظر من یه فکراساسی بکن خودتو حروم نکن برای هیچی،بچه ام نداری که بگی بخاطر بچه.یه زندگی که داخل احساس حقارت میکنی .پدر مادرت نیست که بگی نمیشه ازش جدابشم و باید تحمل کنم شوهره
منم ازدواج اولم شوهرم همچین گوه خوری هایی میکرد... بعد رفتیم خونه همکارش که خانومش شاغل بود انقدر خونشون کثیف بود غذام از بیرون سفارش داده بود کلی تجدید نظر کرد توی حرفهاش.. ولی باز سر قضیه بچه ازش جدا شدم..
منم از شوهر اولم سر بودم.. از لحاظ ظاهر و خانواده و البته تحصیلاتم داشتم.. یه مدت هم شاغل شدم.. ولی انقدر نق میزد... ازش جدا شدم گفتم چ بهتر که بچه نداریم..
و الان هزار بار خدا رو شکر میکنم که اون موقع بچه دار نشدم. همیشه یه شانس دوباره هست