من شهرستان بودم بيتوته يعني تا چهار درمانگاه بودم بعدشم انكال بودم اگه مريض اورژانسي بياد صدام ميكردن ولي اورژانسي چه عرض كنم برا ابريزش بيني هم مبومدن دم در پانسيون و دوروز در ماه مرخصي داشتم فقط و بقيش كل روز و شب درگير بودم واقعا شلوغ بود و خوابم مختل شده بود اونجا شش و خورده اي ميگرفتم
ولي بعدش اوندم تهران ماهي سه و خورده اي درسته پولش خيلي كمتر شد ولي تهران ارامش روان داشتم حداقل ميتونستم بقيه ي روزا راحت بخوابم
پزشك خانواده جهنمه پولش اصلا به زحمتش نمي ارزه