2777
2789
عنوان

واییییی سوتیییی🤕🤕🥴🥴🥴🥴🥺

| مشاهده متن کامل بحث + 425 بازدید | 28 پست
گفت اره پاشو بریم رفتم عطر بزنم بیام دیدم اینم قرررررمززززز شده  گفت ابجی گمونم زیپ لباست باز ...

چه جوری بوده زیپش به بغلنت چه ربطی داره؟🤔

یعنی سوتینت پیدا شده؟

کاش دلها در چهره ها بود.....

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

چه جوری بوده زیپش به بغلنت چه ربطی داره؟🤔 یعنی سوتینت پیدا شده؟

 زیپ بغل داشته  قبل شوهرم میبست

بسکه بچه جیغ جیغ کرد یادم رفت ببندم

از آسمان فراریم و حس میکنم شبی ببلعد آخرش مرا میان لایه ی ازون...گذشتیم باهم از نگاه بی فروغ هم به سایه های یک پاساژ به سایه های یک مزون ...دلار تاخت میزند و شیخ تار میزند شراب را سبو سبو و نفت را گالن گالن✍🏻
بعد چتور روش نگاه کردی😀

سرم انداختم پایین فقط سررررخ شده بودم 

از آسمان فراریم و حس میکنم شبی ببلعد آخرش مرا میان لایه ی ازون...گذشتیم باهم از نگاه بی فروغ هم به سایه های یک پاساژ به سایه های یک مزون ...دلار تاخت میزند و شیخ تار میزند شراب را سبو سبو و نفت را گالن گالن✍🏻

شاید ی عده ایی بگن مگه چیه

ولی خب برا منکه موهامو ندیده خیلیییه این سوتی وووییی

از آسمان فراریم و حس میکنم شبی ببلعد آخرش مرا میان لایه ی ازون...گذشتیم باهم از نگاه بی فروغ هم به سایه های یک پاساژ به سایه های یک مزون ...دلار تاخت میزند و شیخ تار میزند شراب را سبو سبو و نفت را گالن گالن✍🏻
گزارش ميزنم  سوتي هم اين مدلي تعريف ميكنيد؟؟؟؟؟  مگر داري داستان دنباله دار تعريف ميكني ...

وات د فااااز

تیکه میزاشتم از خوندنش خسته نشن بقیه😑😑

از آسمان فراریم و حس میکنم شبی ببلعد آخرش مرا میان لایه ی ازون...گذشتیم باهم از نگاه بی فروغ هم به سایه های یک پاساژ به سایه های یک مزون ...دلار تاخت میزند و شیخ تار میزند شراب را سبو سبو و نفت را گالن گالن✍🏻
من بودم دیگه نمیرفتم باهاش😀

سر همین قضیه باید چادری بشم راااحت ایقد سوتی ندم😬😁😁

از آسمان فراریم و حس میکنم شبی ببلعد آخرش مرا میان لایه ی ازون...گذشتیم باهم از نگاه بی فروغ هم به سایه های یک پاساژ به سایه های یک مزون ...دلار تاخت میزند و شیخ تار میزند شراب را سبو سبو و نفت را گالن گالن✍🏻
اره اینبارم زیپ شلوارت یادت نره صلبااات😀

وویییییی اون دیگه باید خودمو بکشممممم😅😅

از آسمان فراریم و حس میکنم شبی ببلعد آخرش مرا میان لایه ی ازون...گذشتیم باهم از نگاه بی فروغ هم به سایه های یک پاساژ به سایه های یک مزون ...دلار تاخت میزند و شیخ تار میزند شراب را سبو سبو و نفت را گالن گالن✍🏻
اره اینبارم زیپ شلوارت یادت نره صلبااات😀

عاااشق امضااات شدم

از آسمان فراریم و حس میکنم شبی ببلعد آخرش مرا میان لایه ی ازون...گذشتیم باهم از نگاه بی فروغ هم به سایه های یک پاساژ به سایه های یک مزون ...دلار تاخت میزند و شیخ تار میزند شراب را سبو سبو و نفت را گالن گالن✍🏻
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108