نمیخواستم بذارم بخوابه
امشب رفتیم روضه شیطونی کرد چشمش زدن
خیلی شیطونی کرد اخه
اومدم خونه مامانم
گفتم اسفند آتیش کن نکرد
بعد بچم نشسته بود اومد بگیرتش بغلش کنه ک بچم از پشت برگشت عقب ک نره بغلش با سر رفت تو سنگا
اخه خوابه نمیتونم بیدارش کنم
تا صبح گریه میکنه شوهرمم بیدار شه کتکش میزنه تازع