2777
2789
عنوان

مادرشوهرم

263 بازدید | 17 پست

سلام دوستان من شوهرم تو خونه خیلی باهام خوبه با بچه هام هم خوبه احترام میزاره... ولی هر وقت میریم خونه مادرشوهرم بدمیشه بی احترامی میکنه 500کیلومتر از هم دوریم سه ماه یکبار میریم ولی هر دفعه هم کوفتمون میشه بعدش خودش پشیمون میشه ولی هر دفعه همون آش وهمون کاسه.. با سیاست نیستم چطور رفتار کنم

باهاش خیلی منطقی صحبت کن و دلیل کارشو بپرس

آروم جـونـم،بند بند دلـم،ریشه وجـودم، نور چشـمم،قلب بیرون از تنم، پناه خستگیای مامان، رفیق راه بابا... هربار که نگات میکنم و با ذوق بهم لبخند میزنی یه جون به جونام اضافه میشه...منو بابا همیشه پشتتیم تا تو قد بکشی و بهت افتخار کنیم...آخه تو خیلی از آرزوی ما قشنگ تر شدی نفسم... انگار خدا بابت سختیایی که واسه به هم رسیدنمون کشیدیم قشنگترین هدیه شو بهمون داد که بشه ثمره عشقمون...قربون خدا برم که مارو لایق تو دونست همه ی هستی مامان🩵✨

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بعضی مردا جلو خواهر مادرشون شیر میشن برا زنشون اخلاقشونه 

عزیزی میگفت جای گیاهِ بامبو را که عوض کنی دیگر رشد نمیکند؛پژمرده میشود.میدانی چرا؟ چون ریشه اش را همانجا، جا میگذارد...دلِ آدمیزاد که دیگر کمتر از گیاه نیست جانم...گاهی ریشه اش جا میماند در دلی؛لبخندی؛ بوسه ای...
باهاش خیلی منطقی صحبت کن و دلیل کارشو بپرس


میگه دست خودم نیست. من نمیتونم به مادرم بی احترامی کنم... 

مثلا مادرش میگه چرا بچتو بغل میکنی بده ش به زنت.. اینم سریع بچه رو پرت میده

نمیدونم واقعا شوهرم بده یا مقصر مادرشه

میگه دست خودم نیست. من نمیتونم به مادرم بی احترامی کنم...  مثلا مادرش میگه چرا بچتو بغل میکنی ...

به مادرش چیزی نمیگی؟!

باز خداراشکر کن ک از مادرش دوری چ افعیی هست...

مثلا من خواستم برم عروسی پسر عموم. مادرش خودشو زد به بی حوصلگی بیا باماشین منو ببر کوه بعد بردش دیگه نزاشت برگرده تا دیروقت منم عروسی نرفتم... خیلی دلم شکست. 

به مادرش چیزی نمیگی؟! باز خداراشکر کن ک از مادرش دوری چ افعیی هست...

این چند سال تحمل کردم ولی ماه گذشته که رفتم سر عروسی نرفتن دیگه باهاش حرفم شد... خودش رو زد به مظلومیت که من مریضم چرانمیزاری پسرم ببرم گردش حالم عوض بشه... گفتم تو میدونی ما عروسی داریم میزاشتی فردا.... 

نمیدونم چی تو گوش شوهرم خوند که شوهرم تا ساعت10 شب گوشیشو خاموش کرد... 

این چند سال تحمل کردم ولی ماه گذشته که رفتم سر عروسی نرفتن دیگه باهاش حرفم شد... خودش رو زد به مظلوم ...

پس باهاش دهن به دهن نشو بد کوفتیه.همون ۳ماه یبار برو و بیاو۳ماهی یبار دعواداشته باش

به شوهرت نگو ک مادرت بده و فلان و فولان.به شوهرت مثلا بگو که وقتی میریم خونه مامانت اینا بچه رو یکم نگهدار مثلا بچه تو هم هست همش که نباید من نگهدارم وقتی سریع بچرو میدی بمن حس خیلی بدی بهم دست میده

مجری: تو چرا اینقد خرابکاری میکنی؟پسرعمه: شیطون گولم میزنه!  مجری: چرا بقیه رو گول نمیرنه؟پسرعمه: واسه کم کاری شیطونم من باید پاسخگو باشم؟  

بنظر من با زیرکی شوهرتو بکشون سمت خودت واقعا بعضی مادرشوهرا خیلی بیشعورن.مثلا شوهر من امشب سر یچیز کوچیک سر مادرش داد زد داد که نه تن صداشو کمی بالا برد اخه تازه از سرکار اومده بود و خسته.بعد ک شوهرم رفت حمام من براش لباس بردم لباسش کمی نم داشت با اتو خشکش کردم بردم براش.مادر شوهرم بهم گفت شفته ک..لباسش رو تناب خشک بود براش میبردی😒😒خودش سر من خالی داشت میکرد من ب شوهرم نگفتم ولی خیلی ناراحت شدم بجاش نشنیده گرفتم تا یجا منم خودمو خالی کنم اخه خیلی کینه ایم😏😞

مجری: تو چرا اینقد خرابکاری میکنی؟پسرعمه: شیطون گولم میزنه!  مجری: چرا بقیه رو گول نمیرنه؟پسرعمه: واسه کم کاری شیطونم من باید پاسخگو باشم؟  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز