من خیلی دلم گرفته دوست داشتم درد و دل کنم ، من و شوهرم تازه از مسافرت برگشتیم رسیدیم خونه ، تو راه برگشت شوهرم پیشنهاد داد کله پاچه بگیریم منم باردارم و شنیدم برای بچه خیلی خاصیت داره استقبال کردم از پیشنهادش حالا تو راه هی میگفت مگه اینکه من نظر بدم تو که هیچ وقت نظر نمیدی! منم جدی نگفرفتمش و کلا عکس العملی نشون ندادم و حرفو عوض کردم ، رسیدیم خونه دیدم سوسک مرده منم وحشتناک از سوسک میترسم گفتم به شوهرم بیا اینو جمع کن حالم بد شد گیر داده بود از سیفونه برو بزن تو اتاق بودم داشتم لباس در میاوردم یهو دیدم شروع کرد فحش داذن که چرا تنبلی میکنم و سبفون نمیزنم! موندم از تعجب ! تو سفر پول همراهم نبود کارتمو گم کردم حدود ۲۰۰ تومن پول ازش گرفتم بابت خرید و نذری که داشتم ، حالا تو راه تو شوخی و خنده میگفت پول منو بده منم گفتم بزار شنبه بشه برم کارتمو عوض کنم پولتو میدم یهو تو خونه که دعوامون شد گفت این سفر همش منو تیغیدی الانم برات کله پاچه گرفتم جای تشکرت اینکارارو میکنی و نمک نشناسیو این حرفا ، در صورتیکه خودش شروع کرد منم فقط گفتم وای چقدر حرف میزنی همین! بعدم که دیدم اینارو میگه لب به کله پاچه نزدم بت فحش میگفت بیا نشخوار کن وگرنه میام میزنمت و به خانوادم فحش میداذ منم گفتم هر چی میگی به خانواده خودت برگرده و پولتم شنیه میریزم به جسابت ، گفت پولشو من بهت میدم بروکار کن از حقوقت بده گفتم وظیفته اتهکار هم بکنم خرجیم با شوهرمه و اومدم خوابیدم لب به غذا نزدم در صورتیکه خیلی گشنمه و دلم میخواست بخورم جنین جون بگیره ولی احساس میکنم لقمه حرومه بخورم با منت باشه حروم میشه خیلی دلم شکسته