2777
2789
عنوان

اومدم بگم...

230 بازدید | 43 پست

اومدم بگم از خودم متنفرم ک رفتم ب شوهدم گفتم امشب نیاز دارم و شیطونی کردم اونم داد زد گفت خوابم میاد  که یهو....

یه تاپیک حیوون خونگی دیدم دیدم دغدغه اشون این بود سگشون کجا میخوابه

بعدم یاد دختره و دوتا مرد افتادم 😑

بعدم صدا داد و دویدن میومد ک میگفت وایسا ....

اصن ی وضعیه ها 

کلا یادم رفت 

حس و حال شب جمعه هم از سرم پرید

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

دختره و دو تا مرد چیه   

بیاین مهمه                                                                        اون لحظه ک داری جارو نپتون میکشی،یهو وارونه میشه و همه محتویاتش میریزه رو فرش 😢 اون لحظه هزاران بار تقدیم تو باد 😁
دختره و دو تا مرد چیه    

تاپیک قبلیم گفتم 

توراه بودم دوتا مرد و ی دختر رفتم تو ی خونه اونم قایمکی و مشکوک 

بعدم امشب برا اولین بار گشت میچرخید تو محله 

الانم صدا  داد میومد میگفت وایسا و میدوید

خخخخ منم داشتم واسه دخترم شیر درست میکردم دیدم پستونکش پارست باید عصر میرفتم داروخونه میگرفتم یادم ر ...

منم ۲ تا سری اضافه دارم تو خونه سر پستونک بچم دو هفتس پارس حسش نیس بجوشونم عوض کنم😂😂😂

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792