خاله من۲۸ سالش که بود شوهرش اومد خاستگاریش خالم اصلا نمیخاستش میگفت کچله دیپلم داره دوسش ندارم وقتی زنگ زد بیاد دنبالش برن آزمایش خون مامان بزرگم گفت خودت گوشی بردار بگو نمیخامت برو
برداشت ولی اصلا نتونست روش نشد بگه
عکسای عقدشو میبینیم انقد میخندیم توی همه عکسا ناراحت و افسردس الان ۱۰ سال از اون موقع میگذره دوتا بچه داره