کلا اینجا نمیتونه متوجه بشه باید اولش قوانین رو کلا یاد بگیره بعد چند دست که بازی کنه و ببازه اشتباهاش دستش بیاد اونوقت دیگه میتونه خوب بازی کنه.
من خودم از طفولیت حکم بازی میکردم😂 فکر کنم 11.12سالم بود که دیگه واسه خودم شاخی شده بودم تو حکم
من مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور از او،گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود، در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن،من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود♥
نه نفهميدم يعني حكم اگه گيشنيز باشه بعد همه دل بندازن من خشت بزنم چي ميشه؟
هیچی نمیشه اونوقت تو رد دادی. اگه حکم گشنیز باشه ولی همه دل بیان و هیچ گشنیزی زمین نباشه تو اگه دل داشته باشی باید دل بیای نداشته باشی گشنیز بیای یعتی بریدی و ورقا مال توعه ولی اگه نه دل داشته باشی نه گشنیز باید یه ورق دیگه بیای یعنی یا پیک یا خشت که هر دو به معنی رد دادن هست و ورقا مال تو نمیشه
من مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور از او،گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود، در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن،من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود♥
اينو فهميدم ولي مثلا وقتي حكم كلاه هست من يه خشت دارم اونوقت چي ميشه؟
خب وقتی تو اون ورقی که حکم هست رو نداری و خشت داری مجبوری همون خشت رو بیای و هیچ بدرد هم نمیخوره چون همیشه اونیکه ورق حکم رو داره دست رو میبره
من مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور از او،گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود، در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن،من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود♥
منظورم بریدنه.چرا گیر دادی به خشت هر چیزی غیراز اونیکه بقیه انداختن بندازی یعنی بریدی حالا اگه با حک ...
نه عزیزم هر چیری به غیر از اونیکه بقیه انداختن بندازه که بریدن نمیشه اگه حکم بندازه میشه بریدن اگه چیز دیگه لی جز حکم بندازه میشه رد دادن. تو بریدن ورقا مال توعه ولی وقتی رد بدی ورقا رو تو نمیبری
من مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور از او،گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود، در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن،من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود♥