الان مادرشوهرم و خووهرشوهرم و دخترش با شوهره شوهرخواهرم اومدیم بیرون
رفتیم شاخسی و کلی جا
بعدش رفتیم محلمون شاخی داشت شروع میشد ماشینو پارک کردیم مادرشوهرم داد و بیداد که بریم یجا دیگه اینجا نمونیم
من.دخترخواهرشوهرم.دوتاخواهرشوهر هممون گفتیم نه نمیریم صداشو بالا برد چرا تو محلمون وایمیستین چراااااا چرا میخواین شاخسی تماشاکنید
گفتیم خب شب تاسوعا بریم خوش گذرونی؟میخوایم توماشین بشینیم شاخسی نگاکنیم خب خلاصه مجبورکرد ک از اونجا بریم حالا هرجا دوس داره میگه پارک کن بشینیم نگاکنیم دخترخواهرشوهرمم میگه نه چراباید اینجا بمونیم اخههه
نمیدونم چیکار کنم دارم از حرص میترکممممم شدید
میخوام منم یکم ب طور نامحسوس مث خودش ادا بدم بفهمه نظرتون چیه؟؟؟؟