پسر خالم متولد 73
من 77
زمان بچگی تا حدود ده سالگی خیلی وابسته و صمیمی بودیم.
. بعدش دیگ ما قطع رابطه کردیم.
تا زمانی ک من ازدواج کردم
حالا امروز پنجاه روزه ک من قهرم خونه مادرم.
امروز دیدمش بهم گفت شوهرت ادم بی ارزشیه.
لیاقت تورو نداره.ازش جدا شو.
نگران ایندتم نباش.
من حمایتت میکنم.از هر لحاظ ک فکر کنی من پشتتم.و ی نگاه مسخره میکرد
منم دنیا تو سرم چرخید.خون تو چشام جمع شد
بهش گفتم من ب حمایت تو و امثال تو نیاز ندارم.
بعدشم خداروشکر خانوادم هستن.
تو اینقد زرنگی ب فکر خودت باش😒
من چهارسال با شوهرم زندگی کردم .همه میگن شوهرت ی ادم عوضی بود چرا تحملش کردی چهارسال.
اخ اونا نمیدونن ما تو چ جامعه ای هستیم
من هنوز جدا نشدم این گرگا سگ صفت .اینطور بگن😐
اخ مگ من خودم کم مشکل دارم.
خدایا چرا اذیتم میکنی
دیگ بسمه.😢😢