تاپیک قبل کل زندگیمو گفتم و اینکه چرا باهاش قهرم و میخوام کلی رابط رو قطع کنم حالا خودش زنگ زده که من نذری دارم بیا کمک گفتم من کاری از دستم بر نمیاد نمیام دستت درد نکنه گفت پس انتظار نداشته باش واست بفرستم تو دیگه چه غم داری گوشتاتم میشینه شوهرت برات خورد میکنه😒اولن اینکه مگه گوشت تیکه کردن کار مردونه نیس؟دوما من مریض بودم شوهرم گوشت خرید نشست خودش خورد کرد آخه چقد حسود کاری نمیکنی حداقل زخم نزن😞
همان شد که خدا خواست نه آنچه خودم خواستم خدایا راضیم به رضای تو 😊ممنون بابت تودلیمو گل پسرم ببخش ناشکری کردم سالم بذارش تو بغلم😍😙
رفتم خوندم تاپیکتو در مورد پدرت و زندگیشون نظری ندارم چون بالاخره مشکلات خودشونه و به تو مربوط نیست ولی سر تو حس میکنم حق باهاته و خیلی خوب جواب دادی امروز و نری به نفعته ..چون مادره اصلا جواب تیکه و طعنه و ایناشو نده همینجوری سعی کن دور باشی ازش ...حالا یه نذری ندادن بهت که چیزی کم نمیکنه از تو ...بری اونجا احتمالا کارم بکشه ازت
چو قناری به قفس یا چو پرستو به سفر؟ هیچ یک من چو کبوتر نه رهایم نه اسیر🙂 چیزی که وحشتناک بود حس می کردم نه زندهِ زنده هستم نه مُردهِ مرده 💔بهترین هرکس اون چیزیه که خودش دوست دارهیه زوج جوون دیدین نگید " عه تو که از همسرت خیلی سرتری"دوستتون یه لباس خرید نگید "رنگ بهتر نداشت؟" و...بقیه که نباید به سلیقه ما زندگی کنن!کاری نکنیم که اطرافیانمون از ترس حرفای ما قید دوست داشتن هاشونو بزنن..تو زندگی آدما همیشه مرز های باریکی وجود دارن بین رک بودن و بیشعوری ، بین احترام و چاپلوسی ، بین اعتماد به نفس و خود شیفتگی ...این مرزها تعیین کننده ی بزرگی آدماست یادشون بگیریم.
من قضاوتي نكردم چون نگفتم شما بدي يا مادرت اما نظرم اين بود راحب مادرت حتي بد دنيا اينجوري نگو هيچي نكرده باشه بازم ي جاهايي زحمتتو كشيده تاپيكتم خوندم فقط همين